زیبایی‌ای که نفس آب را می‌گیرد
زیبایی‌ای که نفس آب را می‌گیرد
گل‌هایی بنفش، چشم‌نواز و فریبنده که در نگاه نخست نوید طراوت و زندگی می‌دهند، امروز به یکی از خطرناک‌ترین تهدیدهای زیست‌محیطی شمال کشور تبدیل شده‌اند.

سنبل آبی؛ گونه‌ای مهاجم که کارشناسان از آن با عنوان «شیطان بنفش» یاد می‌کنند، حالا نه‌تنها تالاب‌ها، بلکه آب‌بندان‌های کشاورزی مازندران را نیز زیر سایه سنگین خود برده و اکوسیستم‌های شکننده شمال را با بحرانی خاموش روبه‌رو کرده است.

بازدید اخیر مسئولان استانی و شهرستانی از آب‌بندان ۴۰ هکتاری روستای آغوزبن در بابل، تنها یک بازدید میدانی نبود؛ بلکه بازتاب واقعیتی تلخ از وضعیت منابع آبی شمال کشور است. آب‌بندانی که حدود ۸۰ درصد سطح آن اکنون زیر پوشش سنبل آبی قرار دارد؛ گیاهی که با رشد انفجاری خود، نور و اکسیژن را از آب می‌گیرد و حیات آبزیان، گیاهان بومی و حتی کارکرد کشاورزی آب‌بندان را مختل می‌کند.

سیدمصطفی میرتبار، فرماندار ویژه بابل، در جریان این بازدید، بر اهمیت آب‌بندان‌ها در تأمین آب کشاورزی و لزوم مقابله جدی با گونه‌های مهاجم تأکید کرد؛ تأکیدی که نشان می‌دهد بحران سنبل آبی، دیگر صرفاً مسئله‌ای محیط‌زیستی نیست و مستقیماً با امنیت غذایی و معیشت کشاورزان گره خورده است.

سنبل آبی، گیاهی بومی آمازون است که به‌دلیل رشد بسیار سریع، توان تکثیر بالا و فقدان دشمن طبیعی، در فهرست خطرناک‌ترین گونه‌های مهاجم جهان قرار دارد. این گیاه می‌تواند در مدت کوتاهی سطح یک تالاب یا آب‌بندان را به‌طور کامل بپوشاند و با ایجاد لایه‌ای متراکم، چرخه طبیعی آب را مختل کند.

سمیرا فلاح، کارشناس اکولوژی تالاب‌ها، هشدار می‌دهد که تجربه کشورهای مختلف نشان داده است کنترل این گونه، تنها با اقدامات مقطعی ممکن نیست. به گفته او، سنبل آبی اگرچه ظاهری زیبا دارد، اما در عمل می‌تواند کل اکوسیستم یک پهنه آبی را نابود کند و تنها برنامه‌های ترکیبی و بلندمدت قادر به مهار آن هستند.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های مقابله با سنبل آبی در شمال کشور، نبود مدیریت یکپارچه است. مهندس کاوه نادری، متخصص مدیریت منابع آب، معتقد است که دستگاه‌های مسئول از محیط‌زیست و جهاد کشاورزی گرفته تا فرمانداری‌ها و شهرداری‌ها، هر یک به‌صورت جزیره‌ای عمل می‌کنند؛ وضعیتی که منجر به اقدامات پراکنده، کم‌اثر و بعضاً متناقض شده است.

در بابل، اگرچه جلسات متعددی برای کنترل بحران برگزار شده و اقداماتی مانند لایروبی و خشک‌کردن مقطعی آب‌بندان انجام شده، اما محدودیت منابع مالی، کمبود تجهیزات و نبود برنامه جامع، باعث شده سرعت گسترش این گیاه مهاجم همچنان از سرعت مهار آن بیشتر باشد.

رئیس سازمان جهاد کشاورزی مازندران، در این بازدید بر استفاده از روش‌های علمی و کارشناسی‌شده برای کنترل سنبل آبی تأکید کرد. اما پرسش اصلی اینجاست که معدوم‌سازی‌های مقطعی، بدون پایش مستمر و برنامه بلندمدت، تا چه اندازه می‌تواند مانع بازگشت این گیاه شود؟

تجربه جهانی نشان می‌دهد که جمع‌آوری دستی یا حتی استفاده محدود از ماشین‌آلات، تنها نقش مُسکن دارد. کنترل پایدار سنبل آبی نیازمند ترکیبی از روش‌های مکانیکی، شیمیایی کنترل‌شده، پایش مستمر، و مهم‌تر از همه، مشارکت جوامع محلی است.

کارشناسان محیط‌زیست بر این باورند که بدون آموزش و مشارکت فعال مردم محلی، هیچ برنامه‌ای به موفقیت پایدار نخواهد رسید. واگذاری مدیریت آب‌بندان‌ها به تعاونی‌های محلی، آموزش کشاورزان و ساکنان روستاها و ایجاد انگیزه‌های اقتصادی برای مشارکت در کنترل گونه‌های مهاجم، از جمله راهکارهایی است که در کشورهای موفق به‌کار گرفته شده است.

سنبل آبی، تنها یک گیاه نیست؛ نماد ضعفی ساختاری در مواجهه با بحران‌های زیست‌محیطی است. بحرانی که اگر امروز مهار نشود، فردا هزینه‌های چندبرابری بر محیط‌زیست، کشاورزی و سلامت عمومی تحمیل خواهد کرد.

بحران «شیطان بنفش» در شمال کشور، آزمونی جدی برای نظام مدیریت منابع طبیعی ایران است. آیا می‌توان از واکنش‌های مقطعی عبور کرد و به سمت حکمرانی علمی، مشارکتی و یکپارچه حرکت کرد؟ یا باید منتظر بود تا زیبایی مرگبار این گل‌های بنفش، آخرین رمق تالاب‌ها و آب‌بندان‌های شمال را نیز بگیرد؟

آنچه مسلم است، سنبل آبی با زیبایی فریبنده‌اش، زنگ خطری جدی برای اکوسیستم شمال به صدا درآورده؛ زنگ خطری که نادیده‌گرفتن آن، بهای سنگینی خواهد داشت.

  • نویسنده : سمانه اسلامی