طرحی که اگرچه دستیابی به «زباله صفر» را هدفگذاری کرده، اما در عمل بیش از هر چیز آزمونی برای سنجش عزم مدیریتی، تأمین مالی پایدار و میزان مشارکت اجتماعی در یکی از پیچیدهترین مسائل زیستمحیطی مازندران است.
استانی با تراکم جمعیتی بالا، گردشگرپذیری گسترده و محدودیت شدید زمین برای دفن زباله، سالهاست با بحران پسماند دستوپنجه نرم میکند؛ بحرانی که پیامدهای آن از آلودگی آب و خاک تا نارضایتی اجتماعی در شهرها و روستاهای میزبان سایتهای دفن زباله امتداد یافته است.
۷۰ درصد حل مسئله؛ گام اول یا خوشبینی مدیریتی؟
عبدالرضا دادبود، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری مازندران، وعده داده است که با اجرای پروژههای در حال انجام، تا پایان سال جاری حدود ۷۰ درصد مشکلات پسماند استان برطرف خواهد شد. این عدد، اگرچه امیدوارکننده به نظر میرسد، اما همزمان پرسشهایی را نیز مطرح میکند: ۷۰ درصد بر چه مبنایی؟ کدام شهرها و کدام حلقههای زنجیره پسماند؟
واقعیت آن است که مدیریت پسماند، صرفاً به راهاندازی یک سایت پردازش یا زبالهسوز خلاصه نمیشود. جمعآوری اصولی، تفکیک در مبدأ، حملونقل استاندارد، پردازش، بازیافت و مدیریت ریجکتها، حلقههایی هستند که ضعف در هرکدام، کل سیستم را با اختلال مواجه میکند. بنابراین تحقق این وعده، بیش از هر چیز نیازمند شفافسازی شاخصها و ارزیابیهای میدانی مستمر است.
دادبود تصریح کرده است که تا سال ۱۴۰۵، مازندران به «آستانه زباله صفر» خواهد رسید؛ تعبیری که نشان میدهد حتی در خوشبینانهترین سناریوها نیز، صفر مطلق در کار نخواهد بود. بر اساس برآوردها، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد پسماندها بهعنوان ریجکت باقی میمانند؛ پسماندهایی که یا قابلیت بازیافت ندارند یا بازیافت آنها صرفه اقتصادی ندارد.
برای این بخش، ایجاد مراکز دفن بهداشتی و استفاده از زبالهسوزهای ساری و نوشهر پیشبینی شده است. این رویکرد، اگر با استانداردهای زیستمحیطی و نظارت دقیق همراه باشد، میتواند جایگزین مناسبی برای دفن غیربهداشتی باشد؛ اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که زبالهسوزها، بدون شفافیت عملکرد و پایش آلایندگی، خود میتوانند به کانون جدیدی از اعتراضات اجتماعی تبدیل شوند.
معاون عمرانی استاندار مازندران، تأمین منابع مالی را کلید موفقیت طرح «مازندران بدون زباله» دانسته و وعده داده است که با تأمین کامل اعتبارات، در عمل پسماندی برای دفن در سطح استان باقی نخواهد ماند.
این تأکید، بهروشنی نشان میدهد که بحران پسماند، بیش از آنکه فنی باشد، اقتصادی و مدیریتی است. پروژههایی که سالها به دلیل کمبود اعتبار نیمهکاره مانده بودند، اکنون با تزریق منابع مالی و پیگیریهای میدانی استاندار، به مرحله نهایی رسیدهاند. اما چالش اصلی، پایداری این منابع است؛ چراکه مدیریت پسماند، پروژهای مقطعی نیست و نیازمند بودجه مستمر برای بهرهبرداری، نگهداری و ارتقای فناوری است.
در کنار پروژههای عمرانی، یکی از محورهای کلیدی طرح «مازندران بدون زباله»، جلب مشارکت عمومی و ارتقای آگاهی شهروندان است. بدون تفکیک زباله از مبدأ، هیچ سامانه پردازش و بازیافتی به بازده مطلوب نخواهد رسید.
آموزش عمومی، تغییر رفتار مصرفی و ایجاد مشوقهای اقتصادی برای شهروندان، میتواند حجم زباله تولیدی را بهطور معناداری کاهش دهد. تجربه استانها و کشورهای موفق نشان میدهد که «زباله صفر» بیش از آنکه محصول فناوری باشد، نتیجه تغییر سبک زندگی است.
اظهارات دادبود درباره رفع موانع اجرایی پروژهها و فعالشدن طرحهای متوقفشده، نشان میدهد که مدیریت استان، نگاه پروژهمحور را با پیگیری میدانی همراه کرده است. با این حال، عبور از بحران پسماند، نیازمند شکلگیری نوعی «حکمرانی پسماند» است؛ حکمرانیای که در آن، شهرداریها، دهیاریها، بخش خصوصی، نهادهای نظارتی و مردم، هرکدام نقش مشخص و پاسخگو داشته باشند.
طرح «مازندران بدون زباله» اگرچه بلندپروازانه است، اما در شرایط فعلی، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است. تحقق این هدف تا سال ۱۴۰۵، نه با شعار، بلکه با ترکیب اراده مدیریتی، تأمین مالی پایدار، شفافیت عملکرد و مشارکت اجتماعی ممکن خواهد بود.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































