زیر پوست سرد شهر، گرمای لبوی خاطره 30 دی 1403

زیر پوست سرد شهر، گرمای لبوی خاطره

 پاییز که می‌رسد، عطر شیرین لبو و بخار گرم آن، گوشه و کنار شهر را فرا می‌گیرد. لبوفروشان با دست‌های ترک‌خورده و قلب‌های گرم، در سرمای شب‌ها، با فریاد "لبو دارم، لبوی داغ" رهگذران را به سوی خود می‌کشانند