مازندران؛ استانی «چهارفصل» با گردشگری «تک‌فصل»
مازندران؛ استانی «چهارفصل» با گردشگری «تک‌فصل»
وقتی نام مازندران به میان می‌آید، ذهن اغلب ایرانیان به سمت ترافیک جاده چالوس در تابستان، ساحل شلوغ و جنگل‌های سرسبز اردیبهشت می‌رود.

اما درست در روزهایی که سکوت برف، ارتفاعات البرز را در بر گرفته و تالاب‌های این استان میزبان هزاران پرنده مهاجر است، چرخ‌های صنعت گردشگری مازندران کندتر از همیشه می‌چرخد. واقعیت تلخی که فعالان این حوزه بر آن مهر تأیید می‌زنند، این است: مازندران در جغرافیای طبیعی یک استان چهارفصل است، اما در نقشه اقتصادی گردشگری، همچنان در حصار یک «تک‌فصل» باقی مانده است.

برخلاف تصور عامه که گردشگری زمستانه را تنها در ورزش‌های مهیجی مثل اسکی خلاصه می‌کنند، کارشناسان معتقدند این فصل سبد کالایی بسیار متنوعی دارد. یکی از کارشناسان این حوزه در گفتگو با رسانه‌ها معتقد است: «تجربه برف، اقامت در روستاهای دورافتاده، چشیدن غذاهای محلی گرم در سرمای کوهستان و حتی سکوت نابی که در زمستان حاکم است، هر کدام یک محصول گردشگری مستقل هستند.»

به گفته وی، نگاه فصلی به مقوله سفر، مانع از شکل‌گیری یک برنامه جامع شده و باعث شده تا فشار گردشگری تنها در چند ماه خاص از سال تخلیه شود؛ امری که هم به محیط‌زیست آسیب می‌زند و هم توازن درآمدی جوامع محلی را برهم می‌زند.

خلاء بزرگ؛ پیست اسکی استاندارد

در میان تمام پتانسیل‌های طبیعی، جای خالی یک زیرساخت مدرن بیش از هر چیز دیگری توی ذوق می‌زند: «پیست اسکی». ارتفاعات مازندران به لحاظ فنی و اقلیمی، قابلیت تبدیل شدن به قطب ورزش‌های زمستانی کشور را دارند، اما نبود یک پیست اسکی استاندارد و فعال، داغی است که سال‌ها بر پیشانی گردشگری این استان مانده است.

فعالان این حوزه بر این باورند که احداث حتی یک مجتمع تفریحی زمستانه مجهز، تنها یک پروژه ورزشی نیست، بلکه به معنای ایجاد اشتغال پایدار، افزایش ماندگاری مسافر در مناطق کوهستانی و رونق بخشیدن به اقتصاد روستاهای بالادست در فصل مرده گردشگری است.

مهران حسنی، معاون سابق گردشگری میراث فرهنگی و فعال این حوزه در مازندران، معتقد است نباید منتظر معجزه ماند. او به «آب‌های گرم معدنی» به عنوان یکی از بزرگترین جاذبه‌های زمستانه اشاره می‌کند و می‌گوید: «در فصل سرما، بهره‌گیری از خواص درمانی و آرامش‌بخش آب‌گرم‌ها می‌تواند سیل گردشگران را به سمت مازندران گسیل کند.»

او همچنین به ظرفیت بی‌نظیر «پرنده‌نگری» اشاره کرده و می‌افزاید: «تالاب‌های میانکاله و فریدونکنار در پاییز و زمستان، نمایشگاهی زنده از زیباترین و نادرترین پرندگان جهان هستند. این یک پتانسیل جهانی است که می‌تواند گردشگران تخصصی و طبیعت‌گردان داخلی را به استان بکشاند، به شرط آنکه زیرساخت‌های دسترسی و نظاره به درستی تعریف شود.»

اما سفر زمستانی بدون جاده‌های ایمن ممکن نیست. اگرچه تلاش نیروهای راهداری در پاک‌سازی مسیرهای برفی ستودنی است، اما مسافران بر لزوم افزایش ایستگاه‌های خدماتی، مجتمع‌های رفاهی بین‌راهی و اطلاع‌رسانی دقیق و لحظه‌ای تاکید دارند. جاده‌های مازندران در زمستان فریبنده‌اند، اما خانواده‌ها زمانی دل به دریا می‌زنند که از خدمات رفاهی و ایمنی مسیر مطمئن باشند.

از سوی دیگر، “فقر روایت” یکی از حفره‌های عمیق این صنعت است. با وجود آنکه تصاویر جاده‌های سفیدپوش و کلبه‌های چوبی زیر برف در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، اما این بازنمایی‌ها هنوز به یک «برند رسمی» تبدیل نشده‌اند. رسانه‌ها و متولیان امر باید بتوانند روایتی منسجم از «زمستان مازندران» خلق کنند تا نگاه‌ها از ساحل به سمت کوهستان و از تابستان به سمت زمستان معطوف شود.

زمستان با تمام زیبایی‌هایش هر سال می‌آید و می‌رود، اما سهم مازندران از این موهبت الهی، اغلب تنها انسداد جاده‌ها و افت فشار گاز بوده است. تا زمانی که نگاه مدیریتی از گردشگری سنتی و فصلی به سمت گردشگری مدرن و چهارفصل تغییر نکند، فرصت‌های بی‌شماری زیر برف‌های البرز مدفون خواهند ماند. مازندران برای عبور از بن‌بست «تک‌فصلی»، نیازمند اراده‌ای است که زیرساخت، امنیت و تبلیغات را در یک پازل واحد بچیند.

 

  • نویسنده : سمانه اسلامی