چرا «وفور زیرساخت» به «وفور مصرف» انجامیده است؟
چرا «وفور زیرساخت» به «وفور مصرف» انجامیده است؟
وقتی آمارها از پوشش نزدیک به ۱۰۰ درصدی گازرسانی در شهرهای مازندران و بیش از ۹۶ درصدی در روستاهای این استان حکایت دارد، انتظار طبیعی آن است که دغدغه تأمین انرژی جای خود را به مدیریت بهینه مصرف بدهد.

توسعه شبکه گازرسانی طی سال‌های اخیر بی‌تردید یکی از دستاوردهای مهم زیرساختی کشور بوده است؛ اما همزمان، ایران با ناترازی شدید در تولید و مصرف گاز و اتلاف ۶۰ تا ۷۰ درصدی انرژی در بخش ساختمان مواجه است. پرسش اصلی اینجاست: چرا توسعه کمی شبکه، به بهبود کیفی مصرف منجر نشده است؟

این تناقض، نشانه یک خطای راهبردی در حکمرانی انرژی است؛ جایی که «دسترسی» جای «بهره‌وری» را گرفته و سیاست توسعه، بدون اصلاح الگوی مصرف پیش رفته است.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد سرانه مصرف گاز در ایران حدود چهار برابر میانگین اروپا است. در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی با زمستان‌های سردتر، مصرف سرانه پایین‌تری دارند، ایران با اقلیم متنوع و در برخی مناطق معتدل، همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های مصرف را ثبت می‌کند.

این تفاوت تنها به شرایط اقلیمی مربوط نیست؛ بلکه به سه متغیر کلیدی بازمی‌گردد: کیفیت ساخت‌وساز، بازدهی تجهیزات گرمایشی و فرهنگ مصرف.

مبحث ۱۹؛ قانونی که جدی گرفته نشد

یکی از مهم‌ترین ابزارهای کاهش هدررفت انرژی در ایران، مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان است؛ مجموعه الزاماتی که بر عایق‌بندی حرارتی، استفاده از پنجره‌های دوجداره استاندارد، طراحی اقلیمی ساختمان و به‌کارگیری تجهیزات با راندمان بالا تأکید دارد.

با این حال، طی سال‌های گذشته اجرای این مبحث با ضعف نظارتی و نبود ضمانت اجرایی روبه‌رو بوده است. در بسیاری از پروژه‌ها، به‌ویژه در ساخت‌وسازهای مسکونی کوچک‌مقیاس، الزامات صرفه‌جویی انرژی یا در مرحله طراحی لحاظ نشده یا در اجرا کنار گذاشته شده است. نتیجه آن، ساختمان‌هایی است که از روز نخست، «انرژی‌بر» متولد می‌شوند.

در چنین شرایطی، توسعه شبکه گاز عملاً به معنای تأمین سوخت برای ساختمان‌هایی است که ساختارشان بر مبنای اتلاف انرژی طراحی شده است.

مسأله دوم، کیفیت وسایل گرمایشی است. هنوز در بسیاری از منازل، بخاری‌هایی با راندمان زیر ۴۰ درصد استفاده می‌شود؛ یعنی بیش از نیمی از گاز مصرفی، از طریق دودکش هدر می‌رود. در خانه‌های قدیمی و مناطق ییلاقی، این اتلاف حتی بیشتر است.

در مقابل، فناوری‌های جدید مانند بخاری‌های احتراق بسته و پکیج‌های چگالشی با راندمان بالا در بازار موجودند، اما به دلیل قیمت اولیه بیشتر و نبود سیاست‌های تشویقی مؤثر، سهم محدودی از بازار را در اختیار دارند. در واقع، خانوارها اغلب به هزینه اولیه توجه می‌کنند، نه صرفه‌جویی بلندمدت.

قیمت پایین حامل‌های انرژی یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در رفتار مصرفی است. زمانی که گاز با یارانه سنگین عرضه می‌شود، انگیزه اقتصادی برای سرمایه‌گذاری در عایق‌بندی یا خرید تجهیزات پربازده کاهش می‌یابد. از نگاه بسیاری از سازندگان و مصرف‌کنندگان، بازگشت سرمایه چنین اقداماتی طولانی و غیرجذاب است.

این وضعیت نوعی «پارادوکس یارانه» ایجاد کرده است: سیاستی که با هدف حمایت از خانوارها اجرا شده، در عمل به تشویق مصرف بی‌رویه و فشار بیشتر بر شبکه تأمین انجامیده است.

فراتر از قوانین و تجهیزات، رفتار مصرف‌کننده نقشی تعیین‌کننده دارد. تنظیم دمای منزل در بازه ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتی‌گراد، استفاده از لباس گرم در فصل سرد، بستن درزها و مدیریت گرمایش در ساعات مختلف شبانه‌روز، اقداماتی ساده اما مؤثرند که هنوز به یک هنجار عمومی تبدیل نشده‌اند.

در بسیاری از منازل، گرمایش بیش از نیاز واقعی تنظیم می‌شود و پنجره‌های نیمه‌باز، همزمان با بخاری روشن، تصویری آشنا از اتلاف انرژی است. بدون تغییر در الگوی رفتاری، هیچ سیاست زیرساختی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

ناترازی انرژی در کشور، نتیجه مستقیم رشد سریع مصرف در کنار رشد محدود تولید است. هرچه شبکه گاز گسترده‌تر می‌شود، دامنه مصرف نیز افزایش می‌یابد؛ اما اگر این گسترش با بهینه‌سازی همراه نباشد، تنها ابعاد بحران بزرگ‌تر می‌شود.

در مازندران، تقریباً همه شهرها و بخش عمده‌ای از روستاها به شبکه گاز متصل شده‌اند. این دستاورد زیرساختی، زمانی ارزشمند خواهد بود که همزمان با آن، کیفیت ساخت‌وساز ارتقا یابد، تجهیزات کم‌بازده از چرخه مصرف خارج شوند و فرهنگ استفاده مسئولانه از انرژی نهادینه شود.

راهکارها؛ از اجبار قانونی تا مشوق اقتصادی

کارشناسان برای عبور از وضعیت فعلی، مجموعه‌ای از اقدامات مکمل را پیشنهاد می‌کنند:

  1. اجرای سختگیرانه مبحث ۱۹ و صدور پایان‌کار مشروط به رعایت کامل الزامات انرژی.
  2. حمایت مالی و تسهیلاتی برای خرید تجهیزات گرمایشی پربازده و جایگزینی وسایل فرسوده.
  3. اصلاح تدریجی نظام یارانه انرژی با هدف ایجاد انگیزه برای صرفه‌جویی، همراه با حمایت از دهک‌های پایین.
  4. سرمایه‌گذاری در آموزش عمومی و فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها و نظام آموزشی.
  5. بهینه‌سازی موتورخانه‌ها و ساختمان‌های دولتی به‌عنوان الگوی مصرف برای بخش خصوصی.
  6. توسعه شبکه گازرسانی، دستاوردی مهم در عدالت انرژی است؛ اما عدالت در دسترسی، بدون عدالت در بهره‌وری، به اتلاف منابع ملی می‌انجامد. بحران امروز انرژی، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، حاصل ضعف در مدیریت مصرف است.

اگر سیاست‌گذاری انرژی از «گسترش شبکه» به «افزایش کارایی» تغییر جهت ندهد، حتی توسعه‌های آینده نیز تنها مصرف بیشتر را تضمین خواهد کرد. عبور از ناترازی، نیازمند تغییر همزمان در قانون، فناوری، اقتصاد و فرهنگ است؛ مسیری دشوار اما اجتناب‌ناپذیر برای صیانت از منابع ملی و امنیت انرژی کشور.

 

  • نویسنده : سمانه اسلامی