این تضاد میان دستاوردهای زیرساختی و هشدار استاندار، جامعهی مازندران را در وضعیت «آمادهباش» قرار داده است؛ وضعیتی که منجر به هجوم مردم به سوی کپسولهای ۱۱ کیلویی و تجهیزات گرمایشی برقی شده است. این گزارش بررسی میکند که چرا در استانی با چنین پتانسیلهایی، هنوز «پایداری انرژی» یک دغدغه جدی است و چگونه «ویلاییگری» به یکی از عوامل اصلی هدررفت گاز در شمال تبدیل شده است.
جراحی خرد؛ تعویض بخاریها برای نجات شبکه
شرکت گاز مازندران با شناسایی ۲.۵ میلیون بخاری کمبازده در استان، تصمیم گرفته است با طرح اسقاط و جایگزینی، مصرف بهینه را جایگزین هدررفت کند. آغاز این طرح از روستای گویتر در بخش مرزنآباد، گامی در جهت افزایش «تابآوری» شبکه است. هدف روشن است: کاهش فشار بر شبکه در ساعات اوج مصرف. اما سوال این است که آیا تعویض ۲۹۰۰ دستگاه بخاری در مقایسه با ۲.۵ میلیون دستگاه فعال، میتواند در برابر بحران احتمالی زمستان، اثرگذار باشد؟
پارادوکس ویلاها؛ وقتی خانه خالی، گاز میسوزاند!
یکی از تلخترین بخشهای مدیریت انرژی در مازندران، مسئله «ویلاییگری» است. وجود ۲۵۰ هزار واحد مسکونی که در نیمه دوم سال خالی از سکنه هستند اما گاز آنها به دلیل عدم نظارت یا سیستمهای گرمایشی فعال، همچنان مصرف میشود، یک «سرب-سوزی» سازمانیافته است. اقدام شرکت گاز در شناسایی و قطع گاز این واحدها، پاسخی به این هدررفت است، اما نشان میدهد که بخشی از بحران انرژی مازندران، نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به دلیل «مدی lت نادرست مصرف» و «توزیع غیرعادلانه» است.
گزارشهای میدانی از حقیقتی تکاندهنده خبر میدهند: ترس از قطعی گاز، مردم را به سوی جایگزینهای اضطراری سوق داده است. افزایش چندبرابری قیمت کپسولها و تقاضای شدید برای وسایل گرمایشی برقی، نشان میدهد که اعتماد عمومی به «پایداری شبکه» در زمستان امسال آسیب دیده است. تایید احتمال قطعی گاز توسط استاندار مازندران، این نگرانیها را به واقعیت تبدیل کرده و فشار را بر سازمانهای انرژی برای یافتن راهکارهای سریعتر، دوچندان نموده است.
سرمایهگذاری ۴ همت برای خط انتقال ۳۰ اینچ نور-کلارآباد، اقدامی راهبردی برای نجات غرب مازندران از «افت فشار» است. این پروژه میتواند تضمینکننده تأمین گاز در اوج مصرف باشد. اما واقعیت این است که مازندران در انتهای خط لوله سراسری قرار دارد و هرگونه اختلال در مبدأ، استان را بهC سریعاً به وضعیت بحرانی میبرد.
مازندران در یک «دو راهی» قرار دارد: از یک سو طرحهای بهینهسازی (مانند تعویض بخاریها و خطوط انتقال جدید) و از سوی دیگر، تهدید قطعی طولانیمدت گاز. راه نجات، تنها در «جایگزینی چند دستگاه بخاری» نیست؛ بلکه نیازمند یک «مدیریت ضربتی» برای کنترل مصرف در ویلاها، تسریع در اجرای ابرپروژهها و از همه مهمتر، شفافیت در اطلاعرسانی به مردم است تا از هرج و مرج در بازار کپسولها جلوگیری شود. زمستان امسال، آزمونی سخت برای تابآوری زیرساختهای انرژی مازندران خواهد بود.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































