مهاجرت جوانان، کاهش نرخ تولد و تغییر الگوی معیشت، ترکیبی ساخته که آینده این خطه را با پرسشهای جدی مواجه کرده است.
مازندران دیگر فقط استان جنگل و دریا نیست؛ اکنون به نماد «گذار جمعیتی شتابزده» در ایران تبدیل شده است. بر اساس دادههای رسمی جمعیتی، این استان در شاخص سالمندی به رتبه نخست کشور رسیده؛ شاخصی که نسبت جمعیت ۶۵ سال و بالاتر به جمعیت زیر ۱۵ سال را نشان میدهد. عددی که در ظاهر آماری خشک است، اما در واقع حکایت از تغییری عمیق در ساختار اجتماعی و اقتصادی این خطه دارد.
کوچِ اجباری؛ وقتی نان در غربت است
در سالهای اخیر، روند مهاجرت از مازندران شتاب گرفته است. مقصد بسیاری از جوانان، کلانشهرهایی چون تهران، البرز و حتی استانهای صنعتی مرکزی است؛ جایی که فرصتهای شغلی متنوعتر و درآمد پایدارتر در دسترس است. کشاورزی سنتی دیگر کشش اقتصادی گذشته را ندارد و صنایع تبدیلی و اشتغال صنعتی آنگونه که باید توسعه نیافتهاند. نتیجه آن شده که بسیاری از روستاها و حتی شهرهای کوچک استان، با کاهش محسوس جمعیت جوان روبهرو شدهاند.
یکی از اصلیترین پیشرانهای پیر شدن مازندران، «مهاجرت نخبگانی و نیروی کار جوان» است. جوان مازندرانی که در میان شالیزارها بزرگ شده، امروز میان دو سنگ آسیاب گرفتار است: از یک سو، زمینهای کشاورزی به دلیل خرد شدن و تغییر کاربری، دیگر توجیه اقتصادی برای تشکیل زندگی ندارند و از سوی دیگر، فقدان صنایع تبدیلی و تکنولوژیهای نوین باعث شده تا تحصیلکردگان این دیار، چمدانهای خود را به مقصد تهران و کلانشهرها ببندند.
وقتی فرصتهای شغلی در سکوتِ سنگینِ وعدههای عملنشده میمیرند، جوانی کوچ میکند. نتیجه این معادله ساده اما ویرانگر، تخلیه روستاها از نیروی محرکه و باقی ماندن والدینی است که تنها سهمشان از فرزندان، تماسهای تصویری کوتاه در شبهای جمعه است. مازندران به صادرکننده «نیروی متخصص» و واردکننده «سالمند و ویلانشین» تبدیل شده است.
در برخی مناطق کوهستانی و روستاهای ساحلی، کلاسهای درس به دلیل کمبود دانشآموز ادغام شدهاند و خانههای قدیمی، بیشتر در اختیار سالمندانی است که فرزندانشان کیلومترها دورتر زندگی میکنند. این مهاجرت، تنها جابهجایی جغرافیایی نیست؛ مهاجرتی است که سرمایه انسانی استان را تهی میکند.
همزمان با مهاجرت، نرخ باروری در مازندران نیز کاهش یافته است. سبک زندگی شهری، افزایش هزینههای مسکن و تربیت فرزند، اشتغال زنان و تغییر نگرش نسل جدید به خانواده، از عوامل مؤثر در این روند به شمار میروند. مازندران که زمانی به خانوادههای پرجمعیت روستایی شهره بود، امروز با الگوی خانوادههای کمفرزند یا تکفرزند مواجه است.
کارشناسان جمعیتشناسی معتقدند اگر این روند ادامه یابد، در دو دهه آینده نسبت جمعیت سالمند به جمعیت فعال اقتصادی به شکل نگرانکنندهای افزایش خواهد یافت؛ وضعیتی که به معنای فشار مضاعف بر نظام سلامت، بیمه و خدمات اجتماعی خواهد بود.
پیری جمعیت فقط یک مسئله اجتماعی نیست؛ پیامدهای اقتصادی گستردهای نیز دارد. مازندران به عنوان قطب کشاورزی کشور، به نیروی کار جوان وابسته است. محصولاتی مانند برنج، مرکبات و کیوی، نیازمند نیروی کار فصلی و دائمیهستند. کاهش جمعیت جوان میتواند تولید را با چالش جدی مواجه کند.
از سوی دیگر، افزایش جمعیت سالمند به معنای رشد تقاضا برای خدمات درمانی، مراقبتی و حمایتی است. زیرساختهای بهداشتی استان اگرچه گستردهاند، اما برای پاسخگویی به موج سالمندی در آینده نیازمند بازطراحی و سرمایهگذاری جدید خواهند بود.
اقتصادِ ویلایی؛ خنجری بر پیکر جمعیت
مازندران تنها یک جغرافیا نیست؛ مجموعهای از فرهنگ، آیین، زبان و سبک زندگی است. مهاجرت جوانان و ورود جمعیت غیر بومی برای سکونت یا خرید خانههای دوم، ترکیب جمعیتی استان را تغییر داده است. در برخی شهرهای ساحلی، نسبت خانههای خالی یا فصلی افزایش یافته و بافت سنتی محلات در حال دگرگونی است.
این تغییرات اگرچه بخشی از روند طبیعی توسعه است، اما در نبود سیاستگذاری هوشمند میتواند به کمرنگ شدن هویت بومی بینجامد. زبان مازنی، آیینهای محلی و سبک معیشت سنتی، نیازمند نسل جوان برای تداوم هستند؛ نسلی که اکنون در حال کوچ است.
کشورهایی مانند ژاپن سالهاست با بحران سالمندی دستوپنجه نرم میکنند. در آن کشور، کاهش شدید نرخ تولد و افزایش امید به زندگی، ساختار اقتصادی را تحت فشار قرار داده است. تجربه ژاپن نشان میدهد که بدون سیاستهای تشویقی مؤثر برای فرزندآوری، حمایت از خانواده و ایجاد اشتغال پایدار، بازگشت از شیب تند سالمندی بسیار دشوار خواهد بود.
در مقابل، برخی کشورهای اروپایی با اجرای بستههای حمایتی شامل مرخصیهای طولانیمدت زایمان، یارانه مستقیم فرزند و تسهیلات مسکن، توانستهاند نرخ باروری را تا حدی تثبیت کنند. مازندران نیز میتواند با الگوبرداری از سیاستهای موفق، مسیر خود را اصلاح کند.
راهکارها؛ از شعار تا اقدام
برای مهار روند سالمندی در مازندران، مجموعهای از اقدامات هماهنگ ضروری است:
ایجاد اشتغال پایدار: توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی، گردشگری چهار فصل و اقتصاد دریا محور میتواند فرصتهای جدیدی برای جوانان فراهم کند.
حمایت از خانوادههای جوان: تسهیلات مسکن، وامهای کمبهره و حمایت از مادران شاغل باید در اولویت قرار گیرد.
تقویت زیرساختهای آموزشی و فرهنگی: ایجاد فضاهای کارآفرینی و مراکز نوآوری میتواند از مهاجرت نخبگان جلوگیری کند
بازآفرینی روستاها: سرمایهگذاری در زیرساختهای روستایی و توسعه خدمات دیجیتال، میتواند زندگی در روستا را دوباره جذاب کند.
اگر روند کنونی ادامه یابد، مازندران در دهههای آینده با ساختاری مواجه خواهد شد که در آن بار اقتصادی سالمندی بر دوش جمعیتی محدود از جوانان خواهد بود. این سناریو میتواند رشد اقتصادی استان را کند و فشار اجتماعی را افزایش دهد.
اما هنوز فرصت باقی است. مازندران ظرفیتهای کمنظیری در کشاورزی، گردشگری، صنایع دستی و اقتصاد دریامحور دارد. بازتعریف الگوی توسعه استان با محوریت اشتغال دانشبنیان و حمایت واقعی از خانواده، میتواند ورق را برگرداند.
پیری جمعیت، تقدیر محتوم نیست؛ نتیجه انتخابها و سیاستهاست. اگر امروز تصمیمهای شجاعانه گرفته شود، میتوان دوباره صدای خنده کودکان را در شالیزارها شنید و ساحل را از سکوت سنگین بیرون آورد.
مازندران هنوز زنده است؛ اما برای ماندن در مدار حیات، به ارادهای جدی و برنامهای عملی نیاز دارد. این «پاییز جمعیتی» میتواند آغاز زمستانی طولانی باشد یا نقطه عطفی برای تولدی دوباره. انتخاب با ماست.
- نویسنده : سمانه اسلامی





































































































