ساختمان قدیمی شهرداری چالوس، یکی از همین بناهاست؛ مکانی که هر گوشهاش شاهد تصمیمات مدیریتی و رفتوآمد مردم برای دههها بوده است. اما امروز، سرنوشت این بنا به یک امضا و یک تصمیم ۹۹ ساله گره خورده است. بحث تنها بر سر این نیست که این ملک به «موزه شهدا» تبدیل شود یا «دادستانی»؛ بحث اصلی، «شفافیت در حکمرانی» و مسئولیت مدیران امروز در قبال نسلهای آینده است. وقتی یک دارایی عمومی برای نزدیک به یک قرن واگذار میشود، این تصمیم دیگر یک موضوع محلی ساده نیست، بلکه یک «سند تاریخی» است که اثراتش تا مدتها پس از رفتن مدیران امروز، در کالبد شهر باقی خواهد ماند.
چالوس، شهری است که شهید ایران آن را «قدمگاه بیش از ۲۱ هزار شهید» نامید. در چنین شهری، حفظ آثار و خاطرات شهدا، یک انتخاب سلیقهای یا یک مطالبه احساسی نیست، بلکه بخشی از «هویت جمعی» شهر است. فعالان فرهنگی سالهاست که برای ایجاد مکانی دائمی جهت حفظ میراث شهدای چالوس تلاش میکنند و ساختمان قدیمی شهرداری، گزینهای ایدهآل برای این هدف بود. اما اکنون، مصوبه شورای شهر، مسیر را به سمت واگذاری ۹۹ ساله به دادستانی تغییر داده است.
در اینجا یک تضاد عمیق شکل میگیرد: از یک سو نیاز مبرم به یک دستگاه قضایی برای اجرای قانون است و از سوی دیگر، نیاز شهر به بازگرداندن حافظه تاریخیاش. اما پرسش کلیدی این است: آیا این دو نیاز با هم در تضادند؟ و اگر هستند، کدام یک در اولویت است؟
شورای شهر و مدیران شهری، در برخورد با داراییهای عمومی، تنها «صاحب اختیار» نیستند، بلکه «امین» این داراییها برای مردماند. در دموکراسی شهری، تصمیمگیری درباره یک ملک عمومی، بدون «شفافیت» و «توضیح»، منجر به ایجاد شک در جامعه میشود.
شهروندان چالوس حق دارند بپرسند: چرا این ملک خاص برای این کارکرد انتخاب شد؟ چه گزینههای جایگزینی بررسی شدند؟ مبنای حقوقی و منطقی برای عدد «۹۹ سال» چه بوده است؟ منفعت واقعی شهر از این واگذاری بلندمدت چیست؟
نیاز به دادستانی، ضرورتی انکارناپذیر است، اما ضرورت، جایگزینی برای «شفافیت» نیست. اگر این ملک از نظر فنی یا اقتصادی برای موزه مناسب نیست، باید مستندات کارشناسی آن منتشر شود تا مردم متقاعد گردند.
عدد ۹۹ سال، یک بازه زمانی ساده نیست؛ این یعنی تصمیم امروز، تمام نسلهای آینده شهر را دربرمیگیرد. امضاکنندگان این قرارداد، شاید سالها بعد در میان ما نباشند، اما اثر این امضا، تا سالها در کالبد شهر باقی خواهد ماند.
وقتی یک دارایی عمومی با چنین بازه زمانی واگذار میشود، مسئولیت مدیران دوچندان است. آنها نه تنها در حال مدیریت یک ملک، بلکه در حال مدیریت «سرمایه اجتماعی» شهر هستند.
به عنوان کسی که فرزند یکی از شهدای این شهر است، میدانم که شهدا متعلق به هیچ خانواده یا گروه خاصی نیستند؛ آنها متعلق به «حافظه عمومی» شهرند. ساختمان قدیمی شهرداری نیز به همین ترتیب، سرمایهای است که به نسلهای بعدی منتقل میشود.
اگر پیش از این واگذاری، مقایسهی دقیقی میان «هزینهها» و «منافع» صورت نگرفته باشد، ما با یک ریسک مدیریتی روبرو هستیم.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































