آیا مناطق آزاد، «موتور توسعه» هستند یا «ویترین واردات»؟
 آیا مناطق آزاد، «موتور توسعه» هستند یا «ویترین واردات»؟
در سال‌های اخیر، مطالبه‌ای در استان‌های شمالی شکل گرفته که در نگاه نخست، ساقه آن را «بهره‌مندی از مزایای مناطق آزاد» و میوه آن را «تردد خودروهای خارجی در استان‌های همجوار» می‌بینند.

برای بسیاری از شهروندان، تماشای خودروهای لوکس در جاده‌های استان، نمادی از رفاه و دسترسی به استانداردهای جهانی است. اما در لایه‌های زیرین این جذابیت ظاهری، یک پرسش بنیادین و حیاتی نهفته است: آیا فلسفه تشکیل مناطق آزاد، تبدیل شدن به «پایگاه‌های مصرف کالاهای وارداتی» است یا «قطب‌های تولید و جذب سرمایه‌گذاری»؟ بررسی تجربه کشورهای موفق، نشان می‌دهد که هرگونه تقلیل دادن مناطق آزاد به «دریگاه واردات خودرو»، نه تنها یک اشتباه راهبردی، بلکه ترمز انداختن به پتانسیل‌های عظیم توسعه‌ای مازندران است.

فراتر از ویترین‌ها؛ نگاهی به فلسفه جهانی مناطق آزاد

به گزارش ملکان وقتی به تجربه‌های موفق جهانی در چین، امارات، ترکیه یا مالزی می‌نگریم، متوجه می‌شویم که مناطق آزاد هرگز با هدف تسهیل ورود کالاهای مصرفی یا خودروهای تجملاتی طراحی نشده‌اند. در این مدل‌ها، «منطقه آزاد» ابزاری برای جذب سرمایه‌های جسورانه، انتقال فناوری‌های پیشرفته، توسعه زیرساخت‌های لجستیکی و تبدیل شدن به هاب‌های تجاری بین‌المللی است. در واقع، در فلسفه جهانی، خودرو یا کالای مصرفی، تنها یک «مزیت جانبی» برای افزایش جذابیت اقامتی منطقه است، نه «هدف غایی» آن. تلاشی که امروز برای آزادسازی تردد خودروها در شمال کشور صورت می‌گیرد، اگرچه در کوتاه‌مدت رضایت بخشی از افکار عمومی را جلب می‌کند، اما خطر آن را دارد که «هدف» را با «ابزار» اشتباه بگیرد.

بدون شک، ورود خودروهای مناطق آزاد به جاده‌های همجوار، رونقی را در بازار خدمات خودرو، تعمیرگاه‌ها و بیمه ایجاد می‌کند. اما اقتصاددانان هشدار می‌دهند که این رونق، یک «رونق مصرفی» است، نه «توسعه تولیدی». در این چرخه، پول در بازار خرید و فروش خودرو می‌چرخد، اما هیچ کارخانه جدیدی بنا نمی‌شود، هیچ فناوری جدیدی منتقل نمی‌گردد و اشتغال مولد گسترده‌ای خلق نمی‌شود. تفاوت بنیادین میان «رونق بازار» و «توسعه اقتصادی» در همین‌جاست؛ اولی زودگذر و وابسته به واردات است و دومی پایدار و مبتنی بر ارزش افزوده.

مازندران؛ در تله خودرو یا در مسیر کریدور شمال-جنوب؟

مازندران امروز در نقطه تلاقی ظرفیت‌های خیره‌کننده‌ای قرار دارد؛ از بنادر استراتژیک دریای خزر و کریدور بین‌المللی شمال-جنوب گرفته تا کشاورزی پیشرفته و گردشگری چهارفصل. پرسش این است که اگر انرژی مدیریتی و سیاسی منطقه آزاد مازندران، صرفاً بر محور «تردد خودروها» متمرکز شود، چه سرنوشتی برای این ظرفیت‌های راهبردی رقم خواهد خورد؟
واقعیت این است که اثر ورود خودروهای خارجی سریع و ملموس است، اما توسعه یک بندر مدرن، ایجاد شهرک‌های صنعتی صادرات‌محور و تقویت زنجیره ارزش صنایع غذایی، اگرچه زمان‌بر است، اما تنها راه نجات اقتصادی استان است. تجربه «شنژن» در چین، ثابت کرد که موفقیت یک منطقه آزاد را نه «تعداد خودروهای وارداتی»، بلکه «میزان صادرات و تولیدات فناورانه» تعریف می‌کند.

از سوی دیگر، نباید از اثرات جانبی این تصمیم غافل شد. ورود خودروهای خارجی به فضای عمومی، فشار رقابتی شدیدی را بر خودروسازان داخلی وارد می‌کند. وقتی مصرف‌کننده در معرض مقایسه مستقیم کیفیت و ایمنی قرار می‌گیرد، سطح توقعات ارتقا می‌یابد. این فشار، اگرچه در کوتاه‌مدت چالش‌برانگیز است، اما در بلندمدت می‌تواند به عنوان یک «شوک مثبت» عمل کرده و تولیدکنندگان داخلی را به سمت ارتقای کیفیت و خروج ازe monopolies سوق دهد.

در نهایت، پذیرش یا رد تردد خودروهای مناطق آزاد، تنها یک تصمیم ترافیکی یا اداری نیست، بلکه یک «انتخاب استراتژیک» است. ما باید تصمیم بگیریم که منطقه آزاد مازندران قرار است چه جایگاهی داشته باشد؛ آیا می‌خواهیم آن را به یک «موتور واردات» تبدیل کنیم که تنها ویترین کالاهای خارجی است، یا یک «موتور توسعه» که از طریق بنادر و صنایع خود، اقتصاد استان و کشور را به جلو می‌راند؟

 

  • نویسنده : سمانه اسلامی