سمانه اسلامی ورکی
ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بهویژه مازندران، جایی که دماوند و علمکوه تنها نمادهای طبیعی و گردشگری نیستند، بلکه بخشی از سامانه پیچیده آب، زمین و زندگی در شمال کشورند.
درس مهم نپال یک کلمه نیست؛ یک «زنجیره» است.
گرمایش زمین میتواند ذوب یخ و برف را افزایش دهد. کاهش پایداری تودههای یخ و سنگ میتواند احتمال ریزش و رانش را بیشتر کند. ریزش میتواند مسیر آب را مسدود کند و یک سد طبیعی بسازد. شکستن این سد، ناگهان حجم عظیمی از آب، گلولای و سنگ را به پاییندست روانه میکند. آنچه در ابتدا شاید یک ناپایداری کوچک در ارتفاعات به نظر برسد، میتواند در چند کیلومتر پایینتر به یک بحران بزرگ تبدیل شود.این همان نقطهای است که نگاه سنتی به مدیریت بحران دیگر کافی نیست.
اگر برای یک منطقه تنها «خطر سیلاب» تعریف کنیم، اما منشأ آن را در یخچال، ریزش سنگ، رانش زمین یا تغییرات اقلیمی جستوجو نکنیم، در واقع فقط بخشی از مسئله را دیدهایم. کوهستان یک سامانه بههمپیوسته است و مخاطرات آن نیز زنجیرهای هستند.
دماوند و علمکوه باید از همین منظر دیده شوند.
پرسش امروز این نیست که آیا این دو قله زیبا و پراهمیت در معرض تغییرات اقلیمی و ناپایداریهای طبیعی قرار دارند یا نه؛ پرسش مهمتر این است که ما چقدر از وضعیت آنها اطلاع داریم؟
آیا تغییرات تودههای یخی و برفی در ارتفاعات بهصورت مستمر پایش میشود؟ آیا برای شناسایی تغییرات سطح یخچالها، ترکها، ریزشهای سنگی و تغییر مسیر آبراهههای کوهستانی یک سامانه یکپارچه وجود دارد؟ آیا سناریوهای انسداد موقت رودخانهها و شکلگیری سیلابهای ناگهانی در برنامههای مدیریت بحران استان وارد شده است؟
این پرسشها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که بدانیم پاییندست کوهستان، محل زندگی انسانها، راههای ارتباطی، پلها و زیرساختهایی است که در برابر جریانهای ناگهانی آب و آوار آسیبپذیرند.
ما معمولاً زمانی به کوهستان توجه میکنیم که حادثهای رخ داده باشد؛ زمانی که سیلاب راه را برده، پل تخریب شده یا روستایی در معرض خطر قرار گرفته است. اما مدیریت بحران واقعی باید چند قدم جلوتر حرکت کند؛ باید نشانههای بحران را در ارتفاعات ببیند، پیش از آنکه اثرات آن به پاییندست برسد.
دماوند و علمکوه برای ما فقط قله نیستند؛ سامانههای طبیعی حساسی هستند که تغییرات آنها میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده قله داشته باشد.
از این رو، ایجاد یک سامانه پایش مستمر برای تودههای یخی، برفی و ناپایداریهای دامنهای در ارتفاعات مازندران دیگر نباید یک پیشنهاد پژوهشی تلقی شود. این موضوع باید به یک مطالبه مشخص در حوزه مدیریت بحران، محیطزیست و برنامهریزی زیرساختی تبدیل شود.
ترکیب دادههای ماهوارهای، سنجشهای میدانی، مطالعات زمینشناسی، پایش بارش و دما و سامانههای هشدار سریع میتواند به ما کمک کند تا پیش از وقوع حادثه، تغییرات خطرناک را شناسایی کنیم.
نپال به ما یادآوری کرد که در کوهستان، حادثه همیشه با یک انفجار بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی یک تغییر کوچک در ارتفاعات، حلقه نخست زنجیرهای است که سرانجام خود را در پاییندست نشان میدهد.
پس بهتر است پیش از آنکه سیل از کوه پایین بیاید، خودمان به ارتفاعات برویم و نشانههای آن را ببینیم.این شاید مهمترین درس نپال برای دماوند و علمکوه باشد.
- نویسنده : سمانه اسلامی





































































































