این منطقه با وجود موقعیت ممتاز جغرافیایی و جاذبههای طبیعی بیبدیل، سالانه میزبان میلیونها گردشگر است، اما زیرساختهای آن بر اساس جمعیت ساکن (حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر) طراحی شده است، در حالی که در ایام پیک سفر، جمعیت شناور به پنج تا شش برابر این رقم میرسد. این ناهماهنگی، به فرسایش تدریجی داراییهای عمومی و نارضایتی عمیق ساکنان بومی منجر شده است. کارشناسان و مسئولان بر این باورند که مازندران با امکانات محلی، خدمات ملی ارائه میدهد و این وضعیت نیازمند بازنگری در مدل حکمرانی گردشگری و تخصیص بودجه ملی است.
نخستین پرسشی که ذهن هر ناظر آگاهی را در مواجهه با مازندران به خود مشغول میکند، شکاف عمیق میان تصویر بیرونی و واقعیت درونی است. مازندران در تبلیغات و رسانهها، تنها یک تفرجگاه ملی دیده میشود؛ اما در این نگاه تکبعدی، ساکنان بومی و نیازهای زیرساختیشان به حاشیه رانده شدهاند. گزارشها نشان میدهد که زیرساختهای خدماتی اعم از آب، گاز، برق، راه و مخابرات برای جمعیت ثابت تعریف شده، حال آنکه چهار دهه است با همین امکانات محلی، خدمات ملی به میلیونها مسافر ارائه میشود.
کارشناسان آمایش سرزمین معتقدند که غرب مازندران، بار یک گردشگری ملی را به دوش میکشد، اما بودجهها و مدیریت آن در سطح خدمات محلی باقی مانده است. جاده ساحلی در این منطقه دیگر یک راه شریانی نیست؛ بلکه یک خیابان درونشهری بیدروپیکر شده است که هم نقش مسیر ترانزیتی را بازی میکند و هم دسترسی محلی صدها شهرک ساحلی را تأمین میکند. این تداخل کاربریها، منجر به فروپاشی کارکردی زیرساختها شده است.
شکاف بودجهای؛ چرا مازندران عقب مانده است؟
یکی از اصلیترین محورهای این گزارش، نامتوازن بودن توزیع بودجه است. اگرچه مازندران مقصد گردشگری ملی است، اما اعتبارات عمرانی آن بر مبنای جمعیت ساکن محاسبه میشود، نه بر مبنای جمعیت شناور. در نوروز ۱۴۰۵، بیش از ۱۲.۵ میلیون نفرشب اقامت در استان ثبت شد، یعنی در کوتاهترین بازه سال، بار خدماتی استان به سطحی میرسد که معادل چند برابر شدن یکباره جمعیت آن است، در حالی که اعتبارات نوسازی راه، شبکه توزیع آب و برق و مدیریت پسماند همچنان با فرمول جمعیت ثابت محاسبه میشود.
یک شهروند چالوسی میگوید: «برای ما که ساکن این شهر هستیم، جابهجایی از یک محله به محله دیگر در ایام پیک یا حتی آخر هفتهها، کابوس است. مسیر ۳۰ دقیقهای را باید یک و حتی ۲ ساعت در ترافیک معطل شویم.» سیدعلی مرتضایی خاطرنشان کرد: وقتی خیابان اصلی شهر که باید فضای زندگی مردم باشد، تبدیل به پارکینگ خودروهای عبوری میشود، نه تنها آرامش روانی، بلکه دسترسی سریع به خدمات درمانی و اورژانسی نیز مختل میشود.
یک مهندس عمران و کارشناس امور شهری، برای خروج از این بنبست ترافیکی، راهکارهای زیر را ضروری میداند:تخصیص بودجه ویژه ملی برای تکمیل کنارگذرهایی که تردد عبوری را از هسته مرکزی شهرها جدا میکند.اصلاح هندسی معابر و اجرای طرحهای مدیریت ترافیک در نقاط گرهای و تقاطعهای پرتردد.تقویت سامانه حملونقل عمومی و ایجاد پارکینگهای طبقاتی در ورودی شهرها برای کاهش ورود خودروهای شخصی به داخل بافت شهری.
برای گذار از این وضعیت، لازم است تا مسئولیت میزبانی ملی به درستی درک شود. این امر نیازمند سرمایهگذاری هدفمند و پایدار ملی در توسعه زیرساختهای حیاتی غرب مازندران است. همچنین بازنگری جدی در نحوه ارزیابی و اجرای طرحهای گردشگری، با تأکید بر پایداری، ظرفیت تحمل زیستمحیطی و پیوست زیرساختی، امری حیاتی است. مردم غرب مازندران، میزبانی از هموطنان را افتخار خود میدانند، اما این میزبانی نباید به قیمت توقف زندگی ساکنان تمام شود.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































