این سرمایه حیاتی در ایران با سرعتی نگرانکننده در حال فرسایش است؛ فرسایشی که اگرچه صدای بلندی ندارد، اما آثار آن میتواند از بسیاری از بحرانهای زیستمحیطی امروز ماندگارتر باشد.
بر اساس آمارهای اعلامشده از سوی مسئولان حوزه کشاورزی و منابع طبیعی، میزان فرسایش خاک در ایران حدود ۱۶.۵ تن در هکتار در سال برآورد میشود؛ رقمی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعهیافته، فاصله قابل توجهی دارد. اهمیت این عدد زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم تشکیل خاک حاصلخیز، بهویژه در اقلیم خشک و نیمهخشک ایران، فرآیندی بسیار کند است و ممکن است صدها سال برای شکلگیری تنها یک لایه نازک از خاک مناسب زراعت زمان نیاز باشد.
به بیان ساده، آنچه طبیعت طی قرنها و هزارهها ساخته، میتواند در مدت کوتاهی بر اثر فعالیتهای انسانی و رخدادهای طبیعی از دست برود.
خاکی که دیگر بازنمیگردد
فرسایش خاک تنها به معنای از بین رفتن بخشی از زمینهای کشاورزی نیست. هنگامی که لایه سطحی و حاصلخیز خاک شسته یا توسط باد جابهجا میشود، مواد آلی و عناصر غذایی نیز از دست میروند و توان تولید زمین کاهش مییابد. بخشی از این خاک نیز سر از رودخانهها و مخازن سدها درمیآورد و با رسوبگذاری، ظرفیت ذخیره آب را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، خاک تخریبشده توانایی کمتری برای جذب و نگهداری آب دارد. نتیجه آن میتواند افزایش روانآب، تشدید سیلاب، کاهش نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی و در نهایت گسترش خشکسالی و بیابانزایی باشد.
به همین دلیل، بحران خاک را نمیتوان جدا از بحران آب، فرونشست زمین، خشکسالی و امنیت غذایی بررسی کرد. این بحرانها به یکدیگر متصلاند و تشدید یکی میتواند دیگری را نیز سرعت ببخشد.
یکی از مهمترین عوامل تشدید فرسایش در ایران، کاهش پوشش گیاهی است. مراتع، جنگلها و پوشش گیاهی طبیعی همچون سپری در برابر فرسایش عمل میکنند. ریشه گیاهان خاک را در جای خود نگه میدارد و شاخ و برگ نیز از شدت برخورد قطرات باران با سطح زمین میکاهد.
اما چرای بیش از ظرفیت مراتع، بوتهکنی، قطع درختان، آتشسوزیهای جنگلی و تغییر کاربری اراضی، این سپر طبیعی را تضعیف کرده است.
در مناطقی که پوشش گیاهی از بین رفته، بارشهای شدید میتواند به جای نفوذ تدریجی در خاک، به روانآبهای پرقدرت تبدیل شود؛ روانآبهایی که ذرات خاک را با خود حمل کرده و در پاییندست برجای میگذارند.
این وضعیت در دامنههای کوهستانی و حوزههای آبخیز حساس، اهمیت بیشتری دارد؛ جایی که یک تغییر کوچک در پوشش زمین میتواند پیامدهای گستردهای برای آب و خاک منطقه داشته باشد.
کشاورزی؛ قربانی و عامل فرسایش
کشاورزی بیش از هر بخش دیگری به خاک وابسته است، اما برخی شیوههای نادرست بهرهبرداری از زمین نیز خود به تشدید فرسایش کمک میکنند.
شخم عمیق و مکرر، شخم در جهت شیب، حذف بقایای گیاهی، کشت تکمحصولی و رعایت نکردن تناوب زراعی از جمله اقداماتی هستند که ساختار طبیعی خاک را تضعیف میکنند.
در زمینهای شیبدار، شخم در جهت شیب میتواند مسیر حرکت آب را هموار کند. در چنین شرایطی، بارندگی شدید به جای آنکه در خاک نفوذ کند، با سرعت بیشتری روی سطح زمین حرکت کرده و خاک حاصلخیز را با خود میبرد.
کشاورزی حفاظتی، کاهش خاکورزی، استفاده از بقایای گیاهی، تناوب کشت و مدیریت صحیح آبیاری از جمله روشهایی هستند که میتوانند همزمان به حفظ خاک و افزایش بهرهوری آب کمک کنند.
بحران آب نیز بخشی از داستان فرسایش خاک در ایران است. برداشت بیش از ظرفیت از منابع آب زیرزمینی، کاهش رطوبت خاک و خشک شدن پوشش گیاهی، زمین را در برابر فرسایش آسیبپذیرتر میکند.
در بسیاری از دشتهای کشور، افت سطح آب زیرزمینی با فرونشست زمین همراه شده است. فرونشست تنها یک پدیده عمرانی و زیرساختی نیست؛ بلکه میتواند ساختار و ظرفیت طبیعی خاک برای ذخیره و انتقال آب را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، وقتی پوشش گیاهی به دلیل کمبود آب از بین میرود، خاک بدون محافظ در معرض باد قرار میگیرد و زمینه برای افزایش فرسایش بادی و شکلگیری کانونهای گردوغبار فراهم میشود.
به این ترتیب، آب و خاک در یک چرخه بههمپیوسته قرار دارند؛ کاهش منابع آب به تخریب خاک کمک میکند و تخریب خاک نیز ظرفیت سرزمین برای حفظ آب را کاهش میدهد.
تغییر کاربری اراضی، گسترش شهرها، ساختوساز در اراضی کشاورزی، راهسازی در مناطق حساس، فعالیتهای معدنی و دستکاری مسیر طبیعی روانآبها نیز از عواملی هستند که تعادل حوزههای آبخیز را برهم میزنند.
هر جا که خاک بدون برنامهریزی مناسب جابهجا یا پوشش طبیعی زمین حذف شود، احتمال فرسایش افزایش پیدا میکند.
مسأله فقط ساخت یک جاده یا یک ساختمان نیست؛ موضوع، مجموعهای از تغییرات کوچک و بزرگ است که در نهایت ظرفیت طبیعی سرزمین برای حفظ خاک و آب را کاهش میدهد.
حفاظت از خاک نیازمند یک اقدام مقطعی نیست. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که کنترل فرسایش زمانی موفق خواهد بود که مجموعهای از سیاستهای کشاورزی، منابع طبیعی، آب، مدیریت مراتع و آمایش سرزمین در یک مسیر قرار گیرند.
اجرای آبخیزداری متناسب با ویژگیهای هر منطقه، احیای پوشش گیاهی بومی، کنترل چرای دام، جلوگیری از تغییر کاربری اراضی حاصلخیز، توسعه کشاورزی حفاظتی و اصلاح الگوی کشت، تنها بخشی از اقداماتی است که میتواند سرعت فرسایش را کاهش دهد.
در کنار این اقدامات، مهمتر از همه باید نگاه به خاک تغییر کند. خاک نباید منبعی بیپایان و رایگان تصور شود که هر زمان از بین رفت بتوان آن را با منابع دیگری جایگزین کرد.
زلزلهای که صدایش شنیده نمیشود
بحران خاک برخلاف زلزله، ناگهانی نیست. زمین نمیلرزد، ساختمانها فرو نمیریزند و خبری فوری منتشر نمیشود؛ اما هر سال بخشی از سرمایه طبیعی کشور از دست میرود.
اگر فرسایش خاک با همین سرعت ادامه پیدا کند، پیامد آن تنها کاهش حاصلخیزی مزارع نخواهد بود. کاهش تولید کشاورزی، افزایش وابستگی غذایی، تشدید گردوغبار، کاهش ظرفیت آبخوانها، افزایش سیلاب و گسترش مهاجرتهای ناشی از تخریب سرزمین، بخشی از زنجیرهای است که میتواند در آینده هزینه سنگینی به جامعه تحمیل کند.
خاک شاید در نگاه نخست یک مشت خاک ساده به نظر برسد، اما پشت همین ذرات کوچک، امنیت غذایی، آب، پوشش گیاهی و امکان زندگی میلیونها انسان قرار دارد.
نجات خاک، در واقع نجات آینده سرزمین است؛ و برای این نجات، زمان بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































