میانکاله؛ هر سال آتش، هر بار وعده / آیا حفاظت از ذخیره‌گاه جهانی فقط پس از حریق آغاز می‌شود؟
میانکاله؛ هر سال آتش، هر بار وعده / آیا حفاظت از ذخیره‌گاه جهانی فقط پس از حریق آغاز می‌شود؟
آتش‌سوزی سه هکتاری در پناهگاه حیات‌وحش میانکاله با بسیج ۱۶۰ نیروی عملیاتی و یک فروند بالگرد مهار شد، اما تکرار حریق در یکی از حساس‌ترین زیست‌بوم‌های کشور، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا همچنان پیشگیری، حلقه مفقوده مدیریت بحران در میانکاله است؟

سمانه اسلامی ورکی

باز هم میانکاله سوخت؛ این بار سه هکتار. شاید در نگاه نخست، سه هکتار در برابر وسعت این پناهگاه رقم بزرگی نباشد، اما مسئله اصلی وسعت آتش نیست، بلکه تکرار حادثه‌ای است که هر سال با عنوان «خطای انسانی» ثبت می‌شود و پس از مهار آن، همه چیز تا آتش‌سوزی بعدی به فراموشی سپرده می‌شود.

طبق اعلام مدیرکل مدیریت بحران استانداری مازندران، حریق بر اثر خطای انسانی و وزش باد گسترش یافت و با حضور ۱۶۰ نیروی عملیاتی، ۳۲ تیم امدادی و یک فروند بالگرد مهار شد. این عملیات نشان داد دستگاه‌های امدادی در زمان بحران توان ورود سریع دارند؛ اما سؤال اساسی اینجاست که اگر همین حجم از امکانات برای پیشگیری هزینه می‌شد، آیا اساساً آتشی رخ می‌داد؟

چرا هر سال همین داستان تکرار می‌شود؟

در سال‌های اخیر تقریباً تمام آتش‌سوزی‌های میانکاله و جنگل‌های مازندران با یک جمله آغاز شده‌اند؛ «علت حادثه خطای انسانی بود.»

اگر عامل انسانی سال‌هاست شناخته شده است، پس چرا همچنان راهکاری برای کاهش این خطاها وجود ندارد؟

آیا ورودی‌های مناطق حساس به اندازه کافی کنترل می‌شوند؟ آیا گردشگران آموزش می‌بینند؟ آیا در روزهای پرخطر محدودیت تردد اعمال می‌شود؟ آیا سامانه‌های هشدار سریع و پایش هوشمند در منطقه فعال است؟

وقتی پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها منفی است، دیگر نمی‌توان هر بار تنها به عبارت «خطای انسانی» بسنده کرد.

آنچه در میانکاله دیده می‌شود، نمونه‌ای از مدیریت واکنشی است؛ یعنی همه چیز پس از وقوع حادثه آغاز می‌شود.

بالگرد اعزام می‌شود، نیروهای امدادی فراخوانده می‌شوند، مدیران در محل حاضر می‌شوند و پس از خاموش شدن آتش، پرونده تا حادثه بعدی بسته می‌شود.در حالی که مدیریت بحران در جهان بر اصل پیشگیری استوار است، نه بر عملیات اطفای حریق.

هزینه تجهیز منطقه به برج‌های دیده‌بانی، پهپادهای پایش، سامانه‌های هشدار سریع و آموزش جوامع محلی، به‌مراتب کمتر از اعزام ده‌ها خودرو، صدها نیرو و بالگرد برای خاموش کردن آتش است.

میانکاله، قربانی کمبود امکانات یا نبود برنامه؟

این نخستین بار نیست که میانکاله دچار آتش‌سوزی می‌شود و احتمالاً آخرین بار هم نخواهد بود؛ مگر اینکه نگاه مدیریتی تغییر کند.

کارشناسان محیط‌زیست بارها هشدار داده‌اند که با افزایش دما، خشکسالی و تغییرات اقلیمی، خطر آتش‌سوزی در شمال کشور بیشتر خواهد شد. بنابراین نمی‌توان با همان شیوه‌های گذشته انتظار نتیجه متفاوت داشت.

وقتی منطقه‌ای با این اهمیت ملی و بین‌المللی هنوز از تجهیزات مدرن پایش، امکانات کافی اطفای اولیه و برنامه جامع مدیریت حریق برخوردار نیست، وقوع چنین حوادثی چندان دور از انتظار نیست.

سه هکتار شاید روی نقشه عدد کوچکی باشد، اما در اکوسیستم میانکاله، هر مترمربع ارزش دارد. پوشش گیاهی سوخته، محل تغذیه و زیست بسیاری از گونه‌های جانوری است و بازسازی طبیعی آن سال‌ها زمان می‌برد. خسارتی که با پایان عملیات اطفای حریق به پایان نمی‌رسد.

از سوی دیگر، تکرار آتش‌سوزی‌ها پیام روشنی برای افکار عمومی دارد؛ اینکه میانکاله همچنان بدون برنامه مؤثر برای پیشگیری، در معرض خطر قرار دارد.

بی‌تردید تلاش نیروهای امدادی، محیط‌بانان، آتش‌نشانان و گروه‌های مردمی در مهار آتش قابل تقدیر است، اما این تقدیر نباید جای مطالبه‌گری را بگیرد.

اکنون افکار عمومی حق دارد بداند:برنامه دائمی پیشگیری از حریق در میانکاله چیست؟ چه میزان اعتبار برای حفاظت پیشگیرانه اختصاص یافته است؟ چرا با وجود تکرار آتش‌سوزی‌ها، هنوز هر حادثه به یک عملیات گسترده و پرهزینه تبدیل می‌شود؟ مسئولیت کاهش این حوادث بر عهده کدام دستگاه است؟

میانکاله به قهرمان خاموش کردن آتش نیاز ندارد؛ به مدیریتی نیاز دارد که اجازه ندهد آتشی شکل بگیرد.

اگر امروز همچنان «خطای انسانی» عامل اصلی حریق معرفی می‌شود، یعنی هنوز در آموزش، نظارت، پیشگیری و مدیریت ریسک، ضعف‌های جدی وجود دارد. حفاظت از میانکاله نباید از لحظه برخاستن دود آغاز شود. اگر قرار باشد هر سال بخشی از این ذخیره‌گاه ارزشمند بسوزد و تنها دستاورد مسئولان اعلام «مهار کامل آتش» باشد، باید پذیرفت که بحران اصلی، نه آتش، بلکه فقدان یک راهبرد پایدار برای حفاظت از میراث طبیعی کشور است.

 

  • نویسنده : سمانه اسلامی