ساخت سد سجادرود در بابل، پای درختانی را به میان کشیده که هزاران سال است با این خاک عجین شدهاند. ۱۲ هزار اصله درخت، ۵۰ هکتار از عرصههای بکر هیرکانی و سه روستا در مسیر این پروژه قرار گرفتهاند. سوال اینجاست: آیا توسعه و پیشرفت، باید با قربانی کردن میراث طبیعی نسلها رقم بخورد؟
رودخانه سجادرود، یکی از پرآبترین رودخانه های بابل، از دل ارتفاعات سه هزار و ۷۰۰ متری البرز مرکزی در قلب جنگلهای هیرکانی بخش بندپی شرقی سرچشمه میگیرد و سالانه ۷۵ میلیون مترمکعب آب، زمینهای شالیزاری منطقه را سیراب میکند. این روزها اما، بحث ساخت سدی با همین نام، به یکی از داغترین مناقشات زیستمحیطی مازندران تبدیل شده است.
مخالفان احداث سد سجادرود، که عمدتاً از میان کارشناسان و فعالان محیطزیست برخاستهاند، با صدای بلند هشدار میدهند که این طرح میتواند به فاجعهای برای جنگلهای هیرکانی تبدیل شود. آنها معتقدند که با اجرای این طرح، ۱۲ هزار اصله درخت در گستره ۵۰ هکتاری از بین خواهد رفت و آسیبهای جبران ناپذیری به این میراث ارزشمند وارد خواهد شد. حنیف گلزار، از فعالان مطرح زیست محیطی، به شدت نسبت به این طرح هشدار داده و از نخبگان منطقه خواسته است تا مانع اجرای آن در قلب جنگلهای هیرکانی شوند.
اما این پایان ماجرا نیست. کارشناسان بر این باورند که سدسازی عظیم، به مثابه «بند آوردن رگهای خون» در پیکره طبیعت است و میتواند چرخه آبهای سطحی و سفرههای زیرزمینی را مختل کند، زمینهساز توسعه ناپایدار کشاورزی شود و به تبخیر شدید آب و جابجایی ساکنان منطقه دامن بزند. جواد یعقوبزاده، فعال زیستمحیطی بابل، یکی از مخالفان سرسخت این طرح، در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار داشت: *«سدها مانند هر مقوله دیگری از معایب و مزایا برخوردارند، اما عموم مزایای سدها در طولانیمدت ناپایدارند. در خصوص سد سجادرود، مساله توسعه یا عدم توسعه نیست؛ بلکه رسیدن به توسعه پایدار است که معایب آن بر مزایایش فزونی نیابد.»*
نگرانیها به تخریب درختان ختم نمیشود. به گفته مخالفان، سدهای بزرگ با کاهش آب رودخانه در پایین دست، باعث افت سطح آبهای زیرزمینی و خشک شدن خاک میشوند که در نهایت به بیابانزایی و نفوذ آب شور به سفرههای آب شیرین میانجامد. این پدیده در منطقهای که کشاورزی و شالیکاری، ستون فقرات اقتصاد محلی آن را تشکیل میدهد، میتواند ضربهای مهلک باشد
در سوی دیگر این مناقشه، طرفداران احداث سد قرار دارند که بر مزایای انکارناپذیر این طرح در تأمین آب شرب و توسعه کشاورزی تاکید میکنند. حسن حسننتاج، نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به این پروژه به عنوان یکی از مهمترین زیرساختهای آبی منطقه، اعلام کرده است که با بهرهبرداری از سد سجادرود، آب شرب پایدار حدود ۲۰۰ هزار نفر تأمین و هزاران هکتار از اراضی کشاورزی آبیاری خواهد شد. موافقان همچنین بر نقش این سد در کنترل سیلابهای ویرانگر و ایجاد فرصتهای جدید برای صنعت گردشگری منطقه تاکید دارند.
با این حال، کارشناسان بر این باورند که پیش از هر گونه تصمیمگیری نهایی، باید مطالعات دقیق کارشناسی و ارزیابیهای جامع زیستمحیطی در این منطقه صورت گیرد. آنها هشدار میدهند که سدهای بزرگ، با بند کردن جریان پایه رودخانهها، نه تنها جنگلهای هیرکانی را نابود میکنند، بلکه با توقف جریان رسوبات و املاح مفید، حاصلخیزی زمینهای کشاورزی را نیز به خطر میاندازند. همچنین، در کنار چالشهای زیست محیطی، موضوع جابجایی ساکنان سه روستایی که در مسیر این پروژه قرار دارند، میتواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.
یعقوبزاده، کارشناس محیطزیست، در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان کمبود آب را جبران کرد، بر ضرورت تغییر رویکرد از روشهای سازهمحور به روشهای طبیعی تأکید میکند. او پیشنهاد میکند که به جای ساخت سدهای بزرگ، با احداث بندهای کوچک، توسعه آببندانهای جدید و احیای روشهای سنتی و ارزشمند توزیع آب مانند «میرابها»، نیاز آبی منطقه مدیریت شود. به گفته وی، «حفظ عامل تولید آب (جنگل) در اولویت است یا سازهای در مسیر آب (سد)؟»
مناقشه بر سر سد سجادرود، تنها یکی از نمونه های جدال همیشگی میان توسعه و حفاظت از محیطزیست است. با اینکه تامین آب شرب و توسعه کشاورزی از نیازهای اساسی جامعه است، اما نباید به بهای نابودی میراث طبیعی که قرنها برای شکلگیری آن زمان صرف شده، تامین شود. آنچه این روزها در بابل میگذرد، آزمونی است برای سنجش عزم مسئولان در پایبندی به توسعه پایدار. شاید وقت آن رسیده که با نگاهی فراتر از منافع کوتاهمدت، به دنبال راهکارهایی باشیم که در آن، «آبی دریا» و «سبزی جنگل» هر دو برای همیشه پابرجا بمانند.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































