طبیعت ایران در دوراهی بحران و اصلاح
طبیعت ایران در دوراهی بحران و اصلاح
بحران محیط زیست در ایران دیگر یک هشدار کارشناسی یا مسئله‌ای محدود به تالاب‌ها، جنگل‌ها و مناطق حفاظت‌شده نیست؛ امروز آب، هوا، خاک و منابع طبیعی مستقیماً با سلامت، اقتصاد و زندگی روزمره مردم گره خورده‌اند.

کاهش منابع آب، آلودگی هوا، بیابان‌زایی، فرونشست زمین و تخریب منابع طبیعی، نشانه‌های بحرانی هستند که طی سال‌های گذشته ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده‌اند.

پژوهش تازه‌ای از سوی گروهی از پژوهشگران ایرانی، با تمرکز بر مهم‌ترین چالش‌های محیط زیستی کشور، تلاش کرده است عوامل تشدیدکننده این بحران و راه‌های عبور از آن را بررسی کند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد مشکل محیط زیست ایران فقط کمبود بارش یا تغییرات اقلیمی نیست؛ بلکه نوع مدیریت، سیاست‌گذاری و نحوه برخورد با منابع طبیعی نیز در شکل‌گیری و تداوم بحران نقش جدی دارد.

آب؛ بحرانی فراتر از خشکسالی

یکی از مهم‌ترین چالش‌های ایران، کاهش منابع آب است. کاهش سرانه آب و مصرف گسترده منابع در بخش کشاورزی، فشار زیادی بر رودخانه‌ها و سفره‌های زیرزمینی وارد کرده است. در بسیاری از مناطق، برداشت از منابع زیرزمینی بیش از ظرفیت طبیعی آنها بوده و پیامدهایی مانند افت سطح آب، خشک شدن چاه‌ها و فرونشست زمین را به دنبال داشته است.

در چنین شرایطی، نمی‌توان بحران آب را فقط به کاهش بارندگی نسبت داد. الگوی کشت، روش‌های آبیاری، توسعه نامتوازن شهری و صنعتی و سیاست‌های مدیریت منابع آب نیز باید مورد بازنگری قرار گیرد. ادامه شیوه فعلی مصرف، حتی در صورت افزایش بارندگی، نمی‌تواند تضمینی برای حل پایدار بحران باشد.

آلودگی هوا؛ بحرانی که تکراری شده است

آلودگی هوا نیز یکی دیگر از مشکلات مزمن کشور است. هر سال با آغاز فصل سرما، شهرهای بزرگ با افزایش آلودگی مواجه می‌شوند و تعطیلی مدارس وهشدارهای بهداشتی به راهکارهای موقت تبدیل می‌شوند. اما ریشه‌های بحران همچنان باقی است.

خودروهای فرسوده، مصرف سوخت‌های فسیلی، کیفیت سوخت، فعالیت صنایع آلاینده و ضعف حمل‌ونقل عمومی از عوامل مؤثر بر آلودگی هوا هستند. برخورد مقطعی با این مشکل نمی‌تواند آن را حل کند و نیاز به سیاستی بلندمدت و هماهنگ وجود دارد.

از مهم‌ترین یافته‌های پژوهش مورد بررسی، نقش عواملی مانند تحریم‌های اقتصادی، سیاست‌های متناقض، فساد محیط زیستی و تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای در تشدید مشکلات محیط زیست است.

این موضوع نشان می‌دهد بحران محیط زیست فقط یک مسئله طبیعی نیست، بلکه با شیوه حکمرانی و تصمیم‌گیری نیز ارتباط دارد. گاهی توسعه اقتصادی، افزایش تولید یا اجرای یک پروژه، بدون توجه کافی به ظرفیت‌های محیط زیستی منطقه دنبال می‌شود. هزینه واقعی چنین تصمیم‌هایی ممکن است سال‌ها بعد در قالب کمبود آب، آلودگی، فرونشست، تخریب پوشش گیاهی و مهاجرت آشکار شود.

پژوهشگران راهکارهایی مانند استفاده از فناوری‌های نوین، اصلاح ساختار سازمان حفاظت محیط زیست، آموزش عمومی، تقویت نظارت، بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی و اجرای مالیات سبز را پیشنهاد کرده‌اند.

مالیات سبز می‌تواند با افزایش هزینه فعالیت‌های آلاینده، انگیزه بنگاه‌ها برای کاهش آلودگی را افزایش دهد. در کنار آن، اصلاح الگوی مصرف آب،تغییر شیوه‌های کشاورزی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و حمایت از فناوری‌های پاک باید در دستور کار قرار گیرد.

با این حال، مهم‌ترین راهکار، تغییر نگاه به محیط زیست است. حفاظت از طبیعت نباید وظیفه یک دستگاه خاص تلقی شود؛ وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها، بخش خصوصی، کشاورزان و مردم همگی در مدیریت منابع طبیعی نقش دارند.

بحران محیط زیست ایران یک‌شبه ایجاد نشده و با یک تصمیم نیز از بین نخواهد رفت. این بحران حاصل سال‌ها فشار بر منابع طبیعی و تداوم برخی سیاست‌های کوتاه‌مدت است. بنابراین راه‌حل نیز باید بلندمدت، هماهنگ و فرابخشی باشد.

امروز مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا محیط زیست ایران با بحران روبه‌روست یا نه؛ مسئله این است که آیا می‌توان پیش از آنکه هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی بحران بیشتر شود، مسیر مدیریت منابع را اصلاح کرد؟

پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز به تغییر شیوه حکمرانی، اصلاح الگوی مصرف و پذیرش این واقعیت بستگی دارد که طبیعت مانع توسعه نیست؛ شرط تداوم آن است.

  • نویسنده : سمانه اسلامی