در حالی که نرخ باروری در این منطقه به عدد بحرانی «یک فرزند» سقوط کرده، زنگ خطر برای مدیریت شهری به صدا درآمده است.
سوال اساسی اینجاست: آیا شهرهایی که امروز پیادهروهایشان کمتر از نیممتر عرض دارد و همه چیز در آنها برای «خودروها» طراحی شده، بیست سال دیگر جای امنی برای راه رفتنِ لشکری از سالمندان با واکر و عصا خواهد بود؟
مازندران درحالی با عبور از مرز ۱۷ درصد سالمندی، به یکی از پیرترین استانهای کشور تبدیل شده است که کارشناسان مدیریت شهری تأکید میکنند شهرداریها باید با تغییر در اولویتهای عمرانی و تغییر نگاه از خودرومحوری به انسان محوری حرکت کنند تا زیرساختهای شهر برای زندگیِ ۲۰ سال آیندهی شهروندان که دوران سالمندی را سپری میکنند یعنی شهرهای دوستدار سالمند آماده شود.
آمارهای جمعیتی در مازندران زنگ خطر را به صدا درآوردهاند. پس از گیلان، مازندران دومین استان ایران است که با بیشترین سرعت به سمت سالمندی حرکت میکند. آمارهای سال ۱۴۰۳ نشان میدهد نرخ فرزندآوری در این دو استان شمالی به حداقلِ تاریخی خود رسیده است؛ واقعیتی که نشان میدهد ۲۰ سال دیگر، وقتی ۵۰ سالههای امروز به سن سالمندی میرسند، استان با لشکری از جمعیت سالخورده روبرو خواهد بود.
در همین ارتباط صالح قاسمی، دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت، در همایش ایران جوان در دانشگاه علوم پزشکی بابل، ابعاد بیشتری از این ماجرا را بیان کرد. به گفته او، برای نخستین بار در ۶۵ سال گذشته، تعداد تولدها در کل کشور در سال ۱۴۰۳ به زیر یک میلیون نفر سقوط کرده است. قاسمی با اشاره به کاهش بیسابقه نرخ باروری از ۶.۵ به ۱.۵ فرزند در سطح ملی، تاکید کرد که گیلان با نرخ ۰.۹ و مازندران با نرخ حدود یک فرزند به ازای هر خانم، رکورددار کمترین میزان تولد در ایران هستند.
قاسمی گفت: میزان سالمندی کشور از ۱۴ درصد عبور کرده و این درحالس است که در این دو استان شمالی با بیش از ۱۷ درصد سالمند، سالمندترین مناطق کشور به شمار میروند. پیشبینیها نشان میدهد اگر این ریلگذاری تغییر نکند، نرخ رشد جمعیت استان در سال ۱۴۱۵ به صفر و پس از آن به اعداد منفی خواهد رسید.
بنبستهای حرکتی در پیادهروهای باریک
اما در پسِ این آمارها، یک واقعیتِ ملموس شهری نیز نهفته است. مازندران استانی با شهرهای پرتراکم، مهاجرپذیر و گردشگرمحور است. در چنین فضایی که خوشنشینی و ویلاسازی شتاب گرفته، سهمِ سالمندان مازندرانی از مبلمان شهری چقدر است؟ حقیقت تلخ اینجاست که بسیاری از شهرهای مازندران همچنان خودرو محوری مقدم بر انسانمحوری است. در برخی نقاط شهری عرضِ پیادهروها کمتر از نیممتر است؛ فضایی که پیادهروی در آن حتی برای یک فردِ جوان هم سخت است، چه رسد به سالمندی که نیازمندِ عصا، واکر است و گامهای آهسته دارد.
به همین دلیل دستکم برای مازندران، شهرِ دوستدارِ سالمند دیگر یک انتخاب فانتزی برای شهرداریها نیست، بلکه یک ضرورتِ گریزناپذیر است. برنامهریزی شهری در مازندران باید به سمتی حرکت کند که معابر شهری، عرضِ پیادهروها و فضاهای همگانی، نه برای مسافرانِ گذری، بلکه برای شهروندانی طراحی شود که قرار است دهههای پایانی عمر خود را سپری کنند. ایجاد فضاهای مکث و پاتوقهای اجتماعی که سالمندان بتوانند ساعاتی از روز را در آن به آرامش بگذرانند، باید در صدرِ اولویتِ طرحهای جامع شهری قرار گیرد. شهرداریهای مازندران باید از همین امروز، موضوع سالمندی را از حاشیهی صورتجلسات به متنِ برنامهریزیهای عملیاتی بیاورند؛ چرا که مازندرانِ فردا، استانی است که بیش از هر چیز به صندلیهای بیشتری در پارکها و پیادهروهایی هموارتر نیاز دارد.
تجربه تنکابن؛ وقتی شهر از چشم «کمتوانان» دیده میشود
نکته کلیدی اینجاست که مناسبسازی شهر برای سالمندان و معلولان، بیش از آنکه به بودجههای کلان و پروژههای پیچیده نیاز داشته باشد، نیازمند یک تغییر نگاه در بدنه مدیریت شهری است؛ موضوعی که ثابت میکند رعایت حقوق شهروندی و رفتن به سمت شهری مبتنی بر نیاز شهروندان، لزوماً پرهزینه و نشدنی نیست. نمونه عینی این اتفاق تنکابن است، این تغییر رویکرد با اجرای طرحی به واقعیت پیوست. در این طرح، نیروهای عملیاتی شهرداری به جای تکیه بر نقشههای کاغذی، به همراه یک خانم دارای معلولیت که حالا در نقش مشاور شهردار در این زمینه فعالیت میکند، قدم به قدم سطح شهر را رفتند. نقاط سختگذر، لبههای بلند و موانعِ پیادهروها را از نزدیک شناسایی و اصلاح کردند تا بخش بزرگی از معابر شهر برای معلولان امن شود. این تجربه موفق ثابت کرد که اگر ارادهای برای دیدنِ شهر از زاویه دیدِ افراد کمتوان وجود داشته باشد، همین مدل به سادگی برای جامعهی بزرگ سالمندان استان نیز قابل تعمیم است و میتواند بنبستهای حرکتی را از پیش پای آنها بردارد.
لزوم جراحی در تغییر نگاه و زیرساختهای شهری
در همین ارتباط یک کارشناس برنامههایریزی شهری با تأکید بر اینکه شهرداریها باید نگاه خود را از پروژههای لوکسِ ویترینی به سمت جراحی لایههای زیرین شهر ببرند، معتقد است که نخستین گام عملیاتی در این مسیر، تغییر اولویت از خودرومحوری به انسان محوری در بودجهریزیهای شهری است.
مریم وکیلنژاد با بیان اینکه سهم پیادهروها از بودجههای عمرانی باید به شکل چشمگیری افزایش یابد، افزود: شهرهایی که پیادهروهای نیممتری دارند، عملاً حق زندگی و تردد را از سالمندان سلب کردهاند؛ از این رو استانداردسازی عرض معابر برای عبور همزمان واکر و صندلی چرخدار، باید به جای تعریض اتوبانها در اولویت قرار گیرد.
این دانشآموخته مدیریت شهری در ادامه با تأکید بر ضرورتِ سختگیری قانونی در صدور پروانههای ساختمانی، خاطرنشان کرد که مناسبسازی نباید به سلیقهی پیمانکار یا مدیران شهری بستگی داشته باشد. وی با اشاره به اینکه پیوستِ دسترسی همگانی باید در طرحهای جامع و تفصیلی اجباری شود، تصریح کرد: هیچ پروژهی تجاری، اداری یا معبری نباید موفق به دریافت پایانکار شود، مگر اینکه استانداردهای دقیق عبور سالمندان، از جمله حذف پلههای زائد و نصب رمپهای اصولی، در آن به دقت اجرا شده باشد.
وکیلنژاد همچنین خروج مدیران از اتاقهای دربسته و پایش میدانی به سبک مدلهای موفق داخلی و خارجی را راهکاری کلیدی دانست و یادآور شد: تشکیل تیمهای پایش با حضور خودِ سالمندان و معلولان، باعث میشود نقاط سختگذری که از چشم مهندسان دور مانده، با کمترین هزینه شناسایی و اصلاح شود.
این کارشناس با بیان اینکه ایجاد فضاهای مکث و پاتوقهای محلهای یک ضرورت حیاتی برای سلامت روان جامعه است، گفت: طراحی مبلمان شهری باید به گونهای تغییر کند که در فواصل کوتاه، مکانهایی برای نشستن و تعامل اجتماعی سالمندان تعبیه شود تا این قشر، شهر را خانهی امن خود بدانند، نه محیطی غریبه که حضور در آن تنها منجر به خستگی و انزوای آنها میشود.
سالمندی، آزمونی است که مدیریت شهری مازندران نمیتواند در آن تجدید شود. اگر امروز معابر برای سالمندان امن نشود، فردا هزینههای انزوای اجتماعی و افسردگی این قشر عظیم، گریبانگیر کل جامعه خواهد شد. مدیریت شهری باید بپذیرد که «انسانمحوری»، تنها راه نجات شهرهای مازندران از بنبست پيري است. بیاییم شهرهایی بسازیم که در آن پیر شدن، مترادف با خانهنشینی نباشد.
- نویسنده : سمانه اسلامی







































































































