سید سنگدهی
نشستی که باید محل تضارب آرا باشد، به محفلی محدود برای رسانههای همسو تبدیل شد؛ و رسانههایی که قرار بود «سوال بپرسند»، نه آنهایی که «سوال نسازند».
سالهای گذشته، رسانههای ما نیز در این نشستها حضور داشتند؛ نه برای تعریف، بلکه برای طرح واقعیتها. اما امسال، ظاهراً «نقد»، هزینهدار شده و «سکوت»، امتیاز. اگر قرار باشد رسانه منتقد حذف شود، باید صریح گفت: این نشستها دیگر «خبری» نیستند، بلکه «نمایشی»اند. حذف رسانه، حذف مسئله نیست؛ بلکه فقط به تعویق انداختن مواجهه با آن است. در همین چارچوب، چون فرصت حضور از ما سلب شد، سوالات خود را نه در سالن نشست، بلکه در برابر افکار عمومی مطرح میکنیم:
سوال اول: مبنای انتخاب رسانههای دعوتشده چه بوده است؟ آیا شاخصی شفاف وجود دارد، یا معیار اصلی، «کمحاشیه بودن» و «همسو بودن» است؟
سوال دوم: مدیرکل محترم، نقد را ابزار اصلاح میداند یا تهدیدی که باید از آن فاصله گرفت؟
سوال سوم: در شرایطی که آموزش و پرورش با مسائل جدی در حوزه کیفیت آموزشی، نیروی انسانی و زیرساختها مواجه است، چرا بهجای پاسخ به رسانههای مطالبهگر، صورت مسئله حذف میشود؟
سوال چهارم: آیا تصور میکنید با حذف صدای منتقد، واقعیتهای میدانی نیز حذف خواهند شد؟
سوال پنجم: در خصوص گزارشهای واصله درباره رفتار فردی با حروف اختصاری «م.ش»، که پیشتر نیز در مورد او مطالبی منتشر شده، توضیح بفرمایید: چرا در فضای میدان و موکب پاتوق نوجوانان دانشآموز خبرنگار، ادعا شده که ایشان اقدام به تهدید برخی از دانشآموزان فعال رسانهای کرده و از «گزارشنویسی و تشکیل پرونده» سخن گفته است؟ این در حالی است که پیشتر از سوی آن ادارهکل اعلام شده بود نامبرده بازنشسته بوده و فاقد هرگونه ابلاغ و مسئولیت رسمی است. در چنین شرایطی: مستند قانونی حضور و مداخله ایشان در این فضا چیست؟ در صورت صحت این گزارشها، مسئولیت صیانت از امنیت روانی و انگیزه این دانشآموزان بر عهده چه نهادی است؟ آیا اساساً فردی بدون مسئولیت رسمی، مجاز به چنین مواضع و رفتارهایی در محیطهای مرتبط با آموزش و پرورش است؟
سوال ششم: با توجه به برخی گزارشها و مطالبات افکار عمومی پیرامون رفتار و حواشی منتسب به یکی از مسئولان حوزه پرورشی، چه سازوکار مشخصی برای بررسی بیطرفانه، صیانت از سلامت اداری و پاسخگویی شفاف در آن ادارهکل پیشبینی شده است؟ آیا تا کنون هیأتهای نظارتی ذیصلاح (حراست/هیأت رسیدگی به تخلفات اداری) به این موارد ورود کردهاند و در صورت طرح هرگونه ادعا، نتیجه بررسیها بهصورت رسمی و مستند به افکار عمومی اعلام خواهد شد؟ همچنین، در راستای حفظ حرمت اشخاص و جلوگیری از آسیب به اعتماد عمومی، سیاست آن ادارهکل برای مواجهه با شایعات و تفکیک «ادعا» از «واقعیت اثباتشده» چیست؟ واقعیت این است: اعتماد عمومی، در جلسات گزینشی ساخته نمیشود. اعتماد، محصول «تحمل نقد» و «پاسخ شفاف» است.
یک نکته صریحتر: مدیری که فقط در برابر رسانههای همسو قرار میگیرد، در حال مدیریت افکار عمومی نیست؛ بلکه در حال فاصله گرفتن از آن است. امروز، آموزش و پرورش بیش از هر زمان، نیازمند شجاعت در پاسخگویی است، نه مهارت در انتخاب مخاطب.
در پایان، این انتخاب با مدیرکل محترم است: ادامه مسیر «گفتگوی محدود با صدای هماهنگ» یا پذیرش «گفتگوی واقعی با صدای متفاوت». اما تجربه نشان داده است:
صدای منتقد را میتوان از یک جلسه حذف کرد، اما از افکار عمومی، هرگز.
- نویسنده : سید سنگدهی







































































































