اینجا در روستای «میستان» جویبار، مرز میان کار و تفریح، میان رنجِ کاشت و لذتِ گل زدن، به باریکی یک مرزِ خاکی میان دو کرت است. اینجا سخن از «فوتشال» است؛ آیینی که در آن توپِ فوتبال در میان گِلولای شالیزار میرقصد تا ثابت کند ورزش در خونِ مردم این دیار، با بوی شالی و عطر خاکِ بارانخورده عجین شده است.
اینجا «فوتشال» از جامجهانی هم مهمتر است!
در حالی که مدیران از مزارع الگویی و نیروگاههای خورشیدی سخن میگویند، جوانان میستان در زمینی به ابعاد ۲۵ در ۴۰ متر که از سوی اهالی به امانت داده شده، «الکلاسیکو»ی خودشان را برپا کردهاند. فوتشال، ورزشی است که قدرت بدنی فوتبال ساحلی را با مهارتِ راه رفتن در باتلاق پیوند میزند. علی انصاری، دروازهبانی که خودش از بانیان این جام است، میگوید: «حرکت دادن توپ در گل، مهارتی میخواهد که فقط در خونِ بچههای این روستا است؛ ما در همین مزارع بزرگ شدهایم، هم کار کردهایم و هم بازی.»
قوانین ساده اما سخت است؛ دو تیم ۵ نفره در دو تایم ۱۵ دقیقهای مفید به آب و آتش میزنند. داورانی از جنس خودِ مردم، قضاوتِ نبردی را بر عهده دارند که برای اهالی از فینال جامجهانی هم حیاتیتر است. اینجا اگر بازیکنی در گل سقوط میکند، با لبخندی که بوی سخاوت زمین را میدهد بلند میشود، چون میداند همین گِل، چند ماه دیگر سفرههای شهر را رنگین خواهد کرد.
هدف از این هیاهو تنها یک جام فلزی نیست؛ «فوتشال» بهانهای است برای بازگشت جوانان به مزارع. در روزگاری که سایه سنگینِ ویلاسازی و تغییر کاربری، باغات چای و شالیزارهای غرب و مرکز استان را تهدید میکند، این بازیها فریادِ بلندِ بقای کشاورزی است. جوان جویباری با فوتشال یاد میگیرد که زمین، هویت اوست؛ چه زمانی که در آن بذر میپاشد و چه زمانی که در آن برای پیروزی تیم روستایش میدود.
سوت پایان که زده میشود، فرقی نمیکند چه کسی برده است؛ بدنهای گِلی در آب سردِ نهرهای مجاور غسل داده میشوند تا خستگی نبرد فوتبالی جای خود را به آمادگی برای نبرد واقعی بدهد: «نگهداری و برداشت محصول». کشاورزانی که تا دیروز کریخوانی فوتبالی داشتند، فردا دوشادوش هم برای رزق حلال در همان زمین عرق خواهند ریخت.
فوتشالِ میستان، ویترینِ زیبایی از «زیستبوم مازندران» است. جایی که ورزش، نه در استادیومهای میلیاردی، بلکه در قلب زمینهای زراعی، پیوند میان نسلها را محکم میکند. اگر میخواهیم کشاورزی ما بماند، باید مثل این جوانان، عاشقانه با زمین بازی کنیم و اجازه ندهیم هیاهوی مدرنیته، صدای شادیِ پس از گل را در میان خوشههای برنج خاموش کند.
- نویسنده : سمانه اسلامی







































































































