در بازارهای جهانی انرژی، قدرت نه تنها در حجم تولید، بلکه در «توانایی مدیریت بحران» و «کنترل گلوگاهها» تعریف میشود. در تقابل اخیر میان ایران و ایالات متحده، به نظر میرسد تقارن قدرت در نقشهی بازی اقتصادی، به شدت به نفع تهران تغییر جهت داده است. اگر نگاهی به کارتهای بازی هر دو طرف بیندازیم، با یک وضعیت «مصرفکننده» در مقابل یک «کنترلکننده» روبرو هستیم.
مصرفِ ابزارها و انتظارِ منفعلانه
ایالات متحده در ماههای اخیر، تقریباً تمام ابزارهای کلاسیک خود برای مدیریت قیمت نفت را به کار گرفته است. از نظر علمی، «تزریق ذخایر استراتژیک نفت» (SPR) یکی از قدرتمندترین ابزارهای مدیریت عرضه است، اما این ذخایر ماهیتی محدود و غیرقابل تجدید دارند. واشینگتن با استفاده از این ذخایر، سعی در کاهش نوسانات قیمت داشته است، اما با اتمام یا کاهش سطح این ذخایر، این کارت عملاً بیاثر میشود.
علاوه بر این، سیاستهای مدیریت مصرف و فشار بر تقاضا نیز تا حد زیادی به مرحلهی اشباع رسیده است. اکنون آمریکا در وضعیتی «منفعلانه» قرار گرفته است؛ یعنی تنها میتواند منتظر افزایش قیمتها بماند، بدون اینکه ابزار جدیدی برای مهار آن در اختیار داشته باشد. نکتهی طنزآمیز و در عین حال استراتژیک اینجاست که با توجه به تقاضای فصلی انرژی (مانند نیاز به سوخت برای تعطیلات تابستانی در آمریکا)، این محدودیتها میتواند به یک چالش داخلی برای خودِ ایالات متحده تبدیل شود؛ وضعیتی که در آن، فشار بر بازار جهانی، فشار بر سفرهی خودِ آمریکاییها را دوچندان میکند.
حفظ گزینههای استراتژیک در گلوگاههای جهان
در مقابل، ایران با دقت استراتژیک، کارتهای خود را به گونهای مدیریت کرده که در مرحلهی «بازیسازی» یا «استفادهی سنگین» قرار نگیرد. در حالی که تنگهی هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، به عنوان یک متغیر در محاسبات حضور دارد، اما گزینههای بسیار مهمتری همچنان دستنخورده باقی ماندهاند:
۱. تنگهی باب المندب: یکی از گلوگاههای کلیدی در مسیر تجارت انرژی از خلیج فارس به اقیانوس هند که در صورت فعال شدن، میتواند زنجیره تأمین انرژی جهانی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
۲. خطوط لوله نفت: برخلاف مسیرهای دریایی که همواره تحت نظارت بینالمللی هستند، کنترل یا تغییر مسیرهای انتقال از طریق خطوط لوله، ابزاری بسیار سریع و اثرگذار در مدیریت عرضه است که هنوز به عنوان یک گزینهی فعال در معادلات نبرد اقتصادی به کار گرفته نشده است.
وقتی ابزارها به پایان میرسند
معادلهی امروز نشان میدهد که آمریکا در حال حرکت به سمت وضعیتی است که در آن «کارتهای بازی» او به پایان رسیده و تنها با انتظارات بازار روبروست. در حالی که ایران، با حفظ گزینههای ژئوپلیتیک در تنگهها و زیرساختهای انتقال انرژی، همچنان از موقعیت «بازیکن استراتژیک» برخوردار است. در این میدان، کسی برنده نیست که کارتهای بیشتری را با سرعت مصرف کند، بلکه کسی برنده است که کارتهای قدرتمندش را برای لحظهی سرنوشتساز نگه میدارد.
- نویسنده : سمانه اسلامی







































































































