تابستان که از راه میرسد، میلیونها مسافر راهی سواحل مازندران میشوند؛ سفری که قرار است خاطرهای خوش از دریا و طبیعت شمال بر جای بگذارد، اما برای برخی خانوادهها به تلخترین حادثه زندگی تبدیل میشود. هر سال با وجود هشدارهای مکرر، استقرار ناجیان غریق، تعیین محدودههای مجاز شنا و اطلاعرسانی رسانهها، باز هم خبر غرقشدن هموطنان در دریای خزر تکرار میشود؛ اتفاقی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک حادثه طبیعی دانست، بلکه باید آن را حاصل زنجیرهای از بیاحتیاطی، ضعف فرهنگ ایمنی و کاستیهای مدیریتی در سواحل شمال کشور ارزیابی کرد.
بررسی آمارها نشان میدهد مازندران با ۴۷۳ کیلومتر نوار ساحلی، بیشترین نقاط حادثهخیز دریای خزر را در اختیار دارد. براساس اطلاعات سامانه پایش، نظارت و مدیریت سواحل کشور، از مجموع ۹۲۰ نقطه پرخطر شناساییشده در سواحل شمال، ۶۲۴ نقطه در این استان قرار گرفته است؛ آماری که بهتنهایی بیانگر پیچیدگی شرایط ایمنی در سواحل مازندران است.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ چرا با وجود شناخت این نقاط، هنوز شاهد غرقشدن دهها نفر در هر سال هستیم؟
کارشناسان نجات غریق پاسخ را در ترکیب چند عامل میدانند؛ نخست، ناآگاهی از رفتار متفاوت دریای خزر. برخلاف تصور بسیاری از گردشگران، خزر یک استخر بزرگ نیست. تغییر ناگهانی عمق آب، ورود رودخانهها، شیب نامنظم ساحل و مهمتر از همه «جریانهای شکافنده» شرایطی ایجاد میکند که حتی شناگران باتجربه نیز ممکن است در چند ثانیه کنترل خود را از دست بدهند.
جریان شکافنده، قاتل خاموش سواحل خزر، پدیدهای است که آب را با سرعت زیاد از ساحل به سمت دریا بازمیگرداند. بسیاری از قربانیان، به جای حرکت موازی با ساحل، تلاش میکنند برخلاف این جریان شنا کنند؛ تلاشی که تنها توان جسمی آنان را تحلیل میبرد و شانس نجات را کاهش میدهد. واقعیتی که نشان میدهد آموزش عمومی درباره رفتار در مواجهه با این جریانها، همچنان حلقه مفقوده مدیریت سواحل است.
از سوی دیگر، ناجیان غریق نیز با محدودیتهای جدی روبهرو هستند. آنها تنها در ساعات اجرای طرحهای سالمسازی و در محدودههای مشخص مستقرند، در حالی که بخش قابل توجهی از حوادث در ساعات ابتدایی صبح، هنگام شب یا در سواحل خارج از طرح رخ میدهد؛ مناطقی که نه تجهیزات امدادی دارند و نه امکان نظارت مستمر بر آنها وجود دارد.
این موضوع البته مسئولیت گردشگران را کمرنگ نمیکند. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد بسیاری از قربانیان با وجود نصب تابلوهای هشدار، برافراشته بودن پرچم قرمز یا توصیه مستقیم ناجیان غریق، وارد آب میشوند. این رفتار، بیش از آنکه ناشی از کمبود امکانات باشد، ریشه در ضعف فرهنگ ایمنی و دستکم گرفتن خطرات دریا دارد.
در کنار این عوامل، کارشناسان بر ضرورت بازنگری در مدیریت سواحل نیز تأکید دارند. افزایش پوشش امدادی، بهرهگیری از فناوریهای نوین برای پایش سواحل، نصب تابلوهای هشدار چندزبانه، استفاده از سامانههای هوشمند اطلاعرسانی، آموزش مستمر گردشگران و اجرای برنامههای فرهنگی پیش از آغاز فصل سفر، از جمله اقداماتی است که میتواند آمار غرقشدگی را کاهش دهد.
واقعیت آن است که هر غرقشدگی، تنها یک عدد در آمارهای رسمی نیست؛ پشت هر حادثه، خانوادهای داغدار، کودکی بیپدر یا مادری چشمانتظار قرار دارد. بنابراین کاهش این حوادث، صرفاً وظیفه ناجیان غریق یا دستگاههای اجرایی نیست، بلکه نیازمند مشارکت رسانهها، آموزش و پرورش، صنعت گردشگری و مهمتر از همه، مسئولیتپذیری شهروندان است. دریای خزر زیبایی کمنظیری دارد، اما زیبایی آن هرگز به معنای بیخطر بودنش نیست. تا زمانی که هشدارها جدی گرفته نشود و آموزش ایمنی به بخشی از فرهنگ سفر تبدیل نشود، احتمال تکرار این تراژدی در هر تابستان وجود خواهد داشت. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای شمارش قربانیان پس از هر حادثه، پیشگیری را به اولویت نخست مدیریت سواحل کشور تبدیل کنیم.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































