روستای «وزوار» در ارتفاعات گلوگاه، این روزها حالوهوای دیگری دارد؛ مردها با پشتهای خمیده مشغولاند و زنها در حیاطها، خوشهها را برای خشک شدن پهن میکنند. اما این تصویرِ سنتی، تمامِ ماجرای امسال گلوگاه نیست. چند کیلومتر آنطرفتر، در زمینهایی که تا چند سال پیش فقط یک بار در سال محصول میدادند، روشی تازه امتحان میشود: «کشت مستقیم در بستر مرطوب»؛ اسمش پیچیده است، اما نتیجهاش ساده: آب کمتر، هزینه کمتر، محصول و سود بیشتر. این گزارش، روایتِ رویارویی سنت و علم در دل کوهستان است.
از همانجا که جادهی آسفالت تمام میشود و مسیر خاکی زیر پای کوه پیچ میخورد، بوی برنج تازهدروشده به استقبال میآید.در این ارتفاعات، «ماشینهای سنگین برداشت راهی ندارند»؛ زمین غیرمسطح است و شیب، اجازه نمیدهد تکنولوژی بهراحتی وارد شود. پس همان داس قدیمی کار خودش را میکند؛ همان داسی که پدربزرگها هم با آن کار میکردند. اما این تصویر، تمام ماجرا نیست.
در زمینهایی که تا چند سال پیش فقط یک بار در سال محصول میدادند، حالا «روش تازهای» امتحان میشود.امسال ۲۰۰ هکتار از شالیزارهای گلوگاه زیر چتر «طرح جهش تولید» رفتهاند؛ طرحی که ستاد اجرایی فرمان امام (ره) و جهاد کشاورزی مشترکاً پیش میبرند. از این میان، ۵۰ هکتار به «خشکهکاری» اختصاص یافته است.
کمیل عسکری، مدیر جهاد کشاورزی گلوگاه، در آیین برداشت برنج در شرق مازندران، اعلام کرد که «سه هزار هکتار برنج در شهرستان کشت شده است» و پیشبینی میشود حدود ۸ هزار و ۹۰۰ تن برنج سفید برداشت شود. اما عددِ مهمتر، جای دیگری است: به گفتهی او، «روش کشت مستقیم، ۲۰ درصد عملکرد را بالا برده و در عوض، ۲۰ درصد آب کمتری میخواهد.» این یعنی، «کمتر مصرف کن، بیشتر برداشت کن»؛ معادلهای که در دل بحران کمآبی، یک «دستاورد راهبردی» محسوب میشود.
محمود ریاحی، کارشناس فنی طرح، از مزرعه به مزرعه میرود. حرفش این است که «کشاورز نباید فقط زحمت بکشد؛ باید بداند کجا و چقدر آب بریزد.»این جمله، فلسفهی کل طرح را روشن میکند: «دانش، باید بومی شود، نه اینکه فقط روی کاغذ بماند.» به گفتهی ریاحی، روش کشت مستقیم، حاصل سالها تحقیق است؛ روشی که «۵۰ درصد هزینههای تولید را کم میکند» و هدف آن، بردن «کارشناس فنی داخل مزرعه، کنار خود کشاورز» است.
طرحی که از «وزوار» شروع شده، حالا به مناطق مختلف «هزارجریب» هم رسیده است. به گفتهی ریاحی، به دلیل مدیریت در منابع آبی —و اینکه «آب، مسئلهای است که نمیشود نادیده گرفت» — کشت برنج به روش مستقیم در بستر رطوبت، با «کاهش هزینه، کاهش مصرف آب و افزایش بهرهوری و سود»، برای کشاورزان «بهصرفه» است. در کوهستان، آب همیشه کمیاب بوده است؛ و این روش، پاسخِ هوشمندانهای به همین کمبود است.
ابراهیم قاسمیان، بخشدار مرکزی گلوگاه، معتقد است که «تغییر الگوی کشت در بالادست، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.» او تصریح کرد:«اگر منابع آبی را مدیریت نکنیم، توسعهی اقتصادی هم عقب میماند.» به گفتهی او، «جایگزینی کشتهای پرمصرف با محصولات استراتژیک، تنها راه پیشروست.» این جمله، نشاندهندهی درکی راهبردی است که در آن، «مدیریت آب» پیششرط «توسعه» تلقی میشود.
پوریانمهر، مدیر طرح ملی جهش تولید برنج ستاد اجرایی فرمان امام (ره) کشور، با حضور در گلوگاه اعلام کرد که سطح زیر کشت این طرح در شمال کشور —در استانهای مازندران، گیلان و گلستان — به ۱۰ هزار هکتار رسیده که سهم مازندران ۴ هزار هکتار است. او دو هدف اصلی طرح را برشمرد:اصلاح سوءمدیریت مصرف آب. توزیع بذور گواهیشده و نهادههای رایگان.نگاه دیگر؛ مبارزهی بیولوژیک و بهرهوری*
محمد آهنگران، معاون ستاد اجرایی در مازندران نیز، بر دستاورد دیگری تأکید کرد: «مبارزهی بیولوژیک با آفات، سمپاشی را کم کرده و بهرهوری را ۱۵ درصد بالا برده است.» این ترکیب — «کاهش سم، افزایش بهرهوری» — نشاندهندهی رویکردی دوگانه است که هم به «سلامت محصول» و هم به «بهبود عملکرد» توجه دارد.
سرهنگ علیاکبر ولیزاده، فرمانده سپاه ناحیه گلوگاه، به «جهاد تبیین» اشاره کرد و گفت: «باید روایت اول را خودمان بگوییم.اگر ما از تلاش کشاورز و خدمات نظام نگوییم، دشمن روایت خودش را تحمیل میکند.» این جمله، بُعد دیگری از ماجرا را روشن میکند: روایتِ موفقیتهای کشاورزی، خودش بخشی از «جنگ روایتها»ست.
در پایان مراسم، از چهار کشاورز پیشرو تقدیر شد؛ کشاورزانی که ثابت کردند «میشود هم داس را در دست داشت و هم حسابوکتاب را در سر».این تقدیر، نمادی از رویکردی است که در آن، «نوآوری» و «سنت» بهجای رویارویی، «همافزایی» میکنند.
فصل برداشت که تمام شود، سفرههای ایرانی همچنان برنج مازندران را روی خود خواهند دید؛ برنجی که اینبار، هم بوی سنت دارد و هم طعم دانش. روایت گلوگاه، روایتی از آیندهی کشاورزی ایران است؛ آیندهای که در آن، «داس» و «دانش» بهجای رقابت، «دست به دست هم میدهند».اما برای رسیدن به این آینده، یک شرط اساسی وجود دارد: «دانش، باید بومی شود و به دلِ مزرعه برود.» اگر این پیوند — میان کارشناس و کشاورز، میان علم و تجربه — عمیقتر شود، شالیزارهای پلهای کوهستان، نهتنها نمادِ سنت، بلکه الگوی «کشاورزی هوشمند و پایدار» خواهند شد.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































