افتتاح تدریجی قطعات آزادراه تهران–شمال، یکی از بزرگترین پروژههای عمرانی کشور، معادلات اقتصادی و گردشگری غرب مازندران را دگرگون کرده است. مسیری که قرار بود فاصله پایتخت تا سواحل خزر را کوتاهتر کند، امروز علاوه بر تسهیل سفر میلیونها گردشگر، پرسش مهمی را پیش روی مسئولان قرار داده است؛ آیا زیرساختهای غرب مازندران متناسب با این حجم از تردد و رشد گردشگری توسعه یافته است؟
واقعیت این است که آزادراه تهران–شمال، دیگر تنها یک پروژه حملونقلی نیست؛ این مسیر به شاهراه اقتصاد گردشگری شمال کشور تبدیل شده است. کاهش زمان سفر، افزایش امنیت تردد و دسترسی آسانتر به شهرستانهای چالوس، نوشهر، کلاردشت، عباسآباد، تنکابن و رامسر، فرصت کمنظیری برای رونق سرمایهگذاری، توسعه خدمات و افزایش درآمدهای محلی ایجاد کرده است. اما در سوی دیگر، افزایش بیسابقه جمعیت شناور، فشار سنگینی بر زیرساختهایی وارد کرده که برای جمعیت بومی طراحی شدهاند.
آمارها گویای همین واقعیت است. نوروز امسال غرب مازندران میزبان حدود ۱۵ میلیون نفرشب اقامت بود؛ رقمی که چندین برابر جمعیت ثابت منطقه محسوب میشود. این یعنی شبکه آب، برق، گاز، راه، پسماند، درمان، آموزش و خدمات شهری باید پاسخگوی جمعیتی باشد که در برخی روزهای سال چند برابر ظرفیت پیشبینیشده افزایش مییابد.
از همین رو، مطالبه مسئولان محلی دیگر صرفاً تکمیل آزادراه نیست. آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، توسعه متوازن زیرساختها همزمان با بهرهبرداری از این پروژه ملی است؛ موضوعی که نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی غرب استان نیز بارها بر آن تأکید کردهاند.
کامران پولادی، نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس، معتقد است تکمیل آزادراه تهران–شمال باید همزمان با تأمین اعتبارات لازم برای پروژههای زیربنایی منطقه دنبال شود. به گفته وی، ایمنسازی محورهای مواصلاتی، تکمیل پروژههای آموزشی، توسعه اماکن ورزشی و رفع مشکلات زیرساختی، از مهمترین مطالبات مردم غرب مازندران است؛ مطالباتی که بدون حمایت دولت و تخصیص اعتبارات ملی، تحقق آنها دشوار خواهد بود.
کارشناسان توسعه منطقهای نیز بر این باورند که آزادراه تهران–شمال تنها زمانی میتواند موتور محرک اقتصاد غرب مازندران باشد که حلقههای مکمل آن نیز تکمیل شود. در غیر این صورت، افزایش سفرها نه تنها به توسعه پایدار منجر نخواهد شد، بلکه مشکلاتی مانند ترافیک سنگین، کمبود آب، افزایش تولید پسماند، فشار بر مراکز درمانی، تخریب محیط زیست و نارضایتی ساکنان محلی را تشدید خواهد کرد.
نمونه این وضعیت را میتوان در محورهای ساحلی غرب استان مشاهده کرد. هرچند آزادراه بخشی از بار ترافیکی را کاهش داده، اما پس از ورود خودروها به شهرهای ساحلی، خیابانها و جادههای محلی همچنان با گرههای ترافیکی سنگین مواجه هستند. این مسئله نشان میدهد توسعه شبکه حملونقل نباید به آزادراه محدود شود و ایجاد کمربندیها، تقاطعهای غیرهمسطح، پارکینگهای عمومی و تقویت حملونقل عمومی نیز باید در اولویت قرار گیرد.
از سوی دیگر، ظرفیتهای اقتصادی ناشی از این پروژه نیز نباید نادیده گرفته شود. دسترسی سریعتر به غرب مازندران میتواند زمینهساز رونق سرمایهگذاری در حوزه گردشگری، هتلسازی، بومگردی، صنایع دستی، کشاورزی، صنایع تبدیلی و خدمات باشد. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند کاهش زمان سفر، جذابیت سرمایهگذاری در این منطقه را افزایش داده و میتواند فرصتهای شغلی جدیدی برای جوانان ایجاد کند.
اما تحقق این ظرفیتها مستلزم برنامهریزی دقیق است. تجربه بسیاری از مناطق گردشگرپذیر جهان نشان داده توسعه بدون مدیریت، به فرسایش منابع طبیعی و کاهش کیفیت زندگی ساکنان منجر میشود. غرب مازندران نیز با برخورداری از جنگلهای هیرکانی، سواحل خزر و ظرفیتهای کمنظیر طبیعی، بیش از هر زمان دیگری به الگوی توسعه پایدار نیاز دارد؛ الگویی که در آن حفاظت از محیط زیست، مدیریت منابع آب، ساماندهی پسماند و کنترل ساختوسازهای بیرویه همپای توسعه اقتصادی پیش برود.
از منظر ملی نیز تکمیل آزادراه تهران–شمال تنها یک مطالبه استانی نیست. این مسیر بخشی از شبکه راهبردی حملونقل کشور به شمار میرود و میتواند علاوه بر کاهش زمان سفر، مصرف سوخت، هزینه حملونقل و سوانح جادهای را نیز کاهش دهد. بنابراین سرمایهگذاری در زیرساختهای مکمل این آزادراه، در واقع سرمایهگذاری برای توسعه اقتصاد ملی و صنعت گردشگری کشور است.
اکنون که قطعات مختلف این پروژه به تدریج به بهرهبرداری رسیدهاند، نگاهها باید از افتتاح صرف به مدیریت پس از بهرهبرداری تغییر کند. غرب مازندران دیگر تنها مقصد سفر نیست؛ این منطقه به یکی از پیشرانهای اقتصاد گردشگری ایران تبدیل شده است. اگر دولت و مجلس بتوانند همزمان با تکمیل آزادراه، زیرساختهای خدماتی، شهری، آموزشی، درمانی و زیستمحیطی را نیز توسعه دهند، این پروژه میتواند به یکی از موفقترین نمونههای توسعه متوازن در کشور تبدیل شود.
در غیر این صورت، آزادراه تهران–شمال هرچند مسیر سفر را کوتاهتر کرده است، اما فاصله میان ظرفیتهای گردشگری و امکانات خدماتی غرب مازندران را بیش از گذشته آشکار خواهد کرد؛ شکافی که پر کردن آن، نیازمند تصمیمهای بزرگتر از ساخت یک جاده است.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































