شکستِ «ریاضیاتِ تکنولوژی» برابر «الهیاتِ مقاومت» در تنگه هرمز
شکستِ «ریاضیاتِ تکنولوژی» برابر «الهیاتِ مقاومت» در تنگه هرمز
وقتی تلاطمِ موج‌های تنگه هرمز با شعله‌های موشک‌های کروز گره می‌خورد، تنها یک تقابل نظامی میان دو قدرت رخ نمی‌دهد؛ بلکه تلاقیِ دو جهان‌بینی است: جهانِ «ریاضیاتِ سرد و بی‌روحِ تکنولوژی» که ادعای برتریِ ارتشِ شماره یک جهان را دارد، و جهانِ «الهیاتِ پیروزِ مقاومت» که از دلِ ایمان و اراده‌ی ملت جمهوری اسلامی برمی‌خیزد.

شکست مفتضحانه ناوگان سنتکام در قلب گلوگاه استراتژیک جهان، فراتر از یک پیروزی نظامی، تجلیِ فروپاشیِ ساختارِ قدرتِ تک‌قطبی در برابر نظمِ نوینِ جهانی است.
ریاضیاتِ جنگ در برابر جادوی ایماندر تئوری‌های کلاسیک نظامی، قدرت بر پایه «ریاضیات جنگ» تعریف می‌شود: تعداد ناوهای جنگی، دقت رادارهای پیشرفته، پهلوانگیِ پهپادهای گران‌قیمت و برتریِ محاسباتی در سیستم‌های هدایت. ارتش آمریکا با تکیه بر این معادلات، گمان می‌کرد تنگه هرمز را یک «بورد بازی» می‌بیند که با چند حرکتِ تهاجمی می‌تواند آن را تسخیر کند. اما در تنگه هرمز، معادلات ریاضی دشمن با یک متغیرِ نادیدنی مخدوش شد: «عامل ایمان».

آنچه در میدان دید سنتکام وجود نداشت، «ریاضیاتِ مقاومت» بود؛ سیستمی که در آن دقتِ موشک‌های کروز ایرانی، نه تنها از دقتِ محاسباتی، بلکه از «دقتِ هدف‌گیریِ سرنوشت‌ساز» ناشی می‌شود. وقتی ارتش قدرتمند جهان در برابر شناسایی و منهدم شدن شناورهای خود مبهوت می‌ماند، نشان می‌دهد که تکنولوژیِ محض، هرگز نمی‌تواند بر «اراده‌ی هدایت‌شده» غلبه کند. الهیاتِ جنگ؛ وقتی پیروزی از آسمان می‌بارد در تقابل امروز، ما با «الهیاتِ جنگ» روبرو هستیم.

این مفهوم یعنی باور به اینکه حق، بر باطل پیروز است و میدانِ نبرد، تنها جایگاهِ برخوردِ فولاد با فولاد نیست، بلکه عرصه‌ی تجلیِ وعده‌های الهی است. شکستِ ناوگان آمریکا، نقطه تلاقیِ قدرتِ نظامی با «نظمِ الهی» است. در حالی که دشمن با نگاهی مادی و خودمحور به منطقه می‌نگریست، نیروهای مسلح ایران با نگاهی معنوی و سرشار از توکل، به قلبِ طوفان برخاستند. این همان جایی است که «قدرتِ برتر» از میانِ محاسباتِ سردِ واشینگتن به بیرون می‌زند و واقعیتِ میدان را بازنویسی می‌کند.

پیش‌گوییِ امام شهید با واقعیتِ میداناین تقابل، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه بخشی از یک «نقشه راهِ پیش‌گفته» است. امام شهید با بصیرتی بی‌مانند، از سال‌ها پیش، تقابل میانِ «استکبارِ جهانی» و «مقاومتِ اسلامی» را پیش‌بینی کرده بودند. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که این مبارزه، نه یک جنگِ محدود، بلکه یک نبردِ وجودی برای بازپس‌گیریِ کرامتِ امت اسلامی است.

آنچه امروز در تنگه هرمز شاهد آن هستیم، همان «بیدارباشِ مقاومت» است که امام شهید با خون و ایمان خود بذر آن را کاشتند؛ لحظه‌ای که قدرت‌های بزرگ در برابرِ اراده‌ی یک ملتِ سرکشی، به زانو در می‌آیند. حاکمیتِ نظم جدید؛ پیامِ رهبر معظم انقلاب این پیروزی، تجلیِ عینیِ تأکیدات مستمر مقام معظم انقلاب اسلامی در خصوص «گذار به نظم جدید جهانی» است.

ایشان همواره هشدار داده‌اند که نظمِ یک‌جانبه و سلطه‌جویانه، در حال فروپاشی است و جای خود را به بلوک‌های قدرتمند و مستقل خواهد داد. تنگه هرمز، امروز به مثابه‌ی «امضایِ سیاسیِ» ایران بر سندِ حاکمیتِ نظمِ جدید است. این آبراه، دیگر میدانِ بازیِ استعمار نیست؛ بلکه مرزِ حاکمیتِ قطبِ نوینِ جهانی است که در آن، قوانینِ دیکته‌شده‌ی غرب، اعتبار خود را از دست داده و قواعدِ بازی بر اساس «حقِ حاکمیتِ ملت‌های مستقل» بازتعریف می‌شود.

پشتوانه‌ی میدان؛ پیوندِ جبهه‌ی واحداما چه چیزی این قدرت را ممکن ساخت؟ پاسخ در «مقاومتِ مردم» نهفته است. میدانِ جنگ بدونِ پشتوانه‌ی توده‌های مردم، تنها یک بازیِ نظامیِ بی‌روح است. پیوندِ عمیق میانِ مردم و نیروهای مسلح، و ایستادگیِ بی‌قیدوشرطِ ملت در برابرِ تهدیداتِ خارجی، «ستونِ فقراتِ مقاومت» است. این مردم هستند که با آگاهی و ایمان خود، به ارتشِ جمهوری اسلامی، «جانی دوباره» می‌بخشند و اجازه نمی‌دهند شکافی میانِ «جبهه‌ی مقاومت» و «جبهه‌ی دفاع» ایجاد شود.

شکستِ مفتضحانه ارتشِ شماره یک جهان در تنگه هرمز، پایانِ عصرِ «تکنولوژیِ سرکش» و آغازِ عصرِ «حقِ مقتدر» است. دشمن باید بداند که در این خاک، نه ریاضیاتِ آن‌ها کار می‌کند و نه غرورِ آن‌ها؛ اینجا، تنها «اراده‌ی الهی» و «عزمِ پولادینِ ملتِ ایران» حکم می‌راند.

  • نویسنده : سمانه اسلامی