در مازندران، زنان نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند، اما سهم آنها از جمعیت اهداکنندگان خون، کمتر از پنج درصد است؛ آماری که حالا بار دیگر ضرورت باز کردن پرونده مشارکت زنان در اهدای خون را پیش روی مسئولان و جامعه قرار داده است.
ماجرا فقط چند درصد و چند عدد نیست. پشت هر واحد خونی که اهدا نمیشود، بیماری در یک تخت بیمارستانی قرار دارد که نیازش به خون را نمیتوان به فردا موکول کرد.
مازندران از آن استانهایی است که نیاز به خون در آن، شرایط عادی ندارد. گردشگرپذیری بالا، حجم تردد جادهای، حوادث رانندگی و وجود مراکز درمانی تخصصی، در کنار بیماران تالاسمی و دیگر بیماران نیازمند فرآوردههای خونی، باعث شده تأمین خون در این استان همواره یک ضرورت جدی باشد.
در چنین استانی، کاهش مراجعه اهداکنندگان در روزهای خاص سال میتواند خیلی زود خود را در ذخایر خونی نشان دهد.
پایان تابستان یکی از همین مقاطع است. بخشی از مردم در سفرند، الگوی رفتوآمدها تغییر میکند و مراجعه به مراکز انتقال خون کاهش مییابد. اما بیماری و حادثه، تعطیلات نمیشناسد.
در بیمارستان، یک عمل جراحی منتظر پایان سفرهای تابستانی نمیماند. مصدوم حادثه جادهای نمیتواند منتظر افزایش ذخایر خون باشد و بیمار تالاسمی نیز نمیتواند نیاز درمانی خود را با تقویم سفرهای مردم هماهنگ کند.همین واقعیت، اهمیت «اهدای مستمر» را بیشتر میکند.
با این حال، در میان همه گروههای اجتماعی، یک سؤال جدیتر مطرح است: چرا زنان مازندران، با وجود تشکیل نیمی از جمعیت استان، سهمی کمتر از پنج درصد در اهدای خون دارند؟
البته این فاصله را نمیتوان صرفاً با یک علت توضیح داد. زنان در دورههایی از زندگی ممکن است به دلیل بارداری، شیردهی، کمخونی یا برخی شرایط پزشکی امکان اهدای خون نداشته باشند. اما همه ماجرا هم پزشکی نیست.
ترس از ضعف جسمانی، نگرانی از عوارض اهدای خون، اطلاعات ناکافی و حتی برخی باورهای نادرست میتواند بخشی از این فاصله را توضیح دهد.
مسئله اینجاست که اگر قرار باشد مشارکت بانوان افزایش پیدا کند، صرفاً دعوت عمومی کافی نیست. باید پرسید چه چیزی مانع حضور آنهاست و چرا بخشی از زنان واجد شرایط، هنوز اهدای خون را در سبد رفتارهای اجتماعی خود قرار ندادهاند.
اینجا نقش فرهنگسازی پررنگ میشود
اهدای خون نباید فقط زمانی به یاد مردم بیفتد که ذخایر کاهش پیدا کرده یا یک فراخوان فوری منتشر شده است. اگر قرار است مشکل به شکل ریشهای مدیریت شود، اهدای خون باید از یک «اقدام هنگام بحران» به یک «رفتار اجتماعی مستمر» تبدیل شود.
زنان در این میان ظرفیت بزرگی هستند؛ ظرفیتی که تاکنون بخش کوچکی از آن وارد چرخه اهدای خون شده است.
دانشگاهها، محیطهای کاری، مراکز فرهنگی، رسانههای محلی و شبکههای اجتماعی میتوانند در تغییر این وضعیت نقش داشته باشند. اطلاعرسانی درباره شرایط واقعی اهدای خون، توضیح محدودیتهای پزشکی و پاسخ به نگرانیهای رایج، میتواند بخشی از موانعی را که امروز در برابر مشارکت زنان وجود دارد، کاهش دهد.
از سوی دیگر، جوانان نیز نباید از این معادله کنار گذاشته شوند. فرهنگ اهدای خون اگر از سالهای جوانی شکل بگیرد، میتواند به ایجاد نسلی از اهداکنندگان مستمر منجر شود؛ کسانی که اهدای خون را نه یک تصمیم اضطراری، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی خود میدانند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم هر واحد خون پس از فرآوری میتواند به چندفرآورده خونی تبدیل شود و در اختیار بیماران مختلف قرار گیرد. بنابراین یک مراجعه ساده به مرکز انتقال خون، میتواند در ادامه زنجیره درمان، به کمک چند بیمار برسد.
در واقع، اهدای خون یکی از معدود رفتارهای اجتماعی است که نتیجه آن بهسرعت و بیواسطه به زندگی انسان دیگری گره میخورد.
اما برای مازندران یک نکته دیگر هم وجود دارد؛ این استان فقط برای جمعیت ساکن خود خون مصرف نمیکند. در بخش قابل توجهی از سال، میلیونها مسافر وارد استان میشوند و افزایش تردد، بهویژه در جادهها، نیازهای درمانی و احتمال حوادث را نیز افزایش میدهد.به همین دلیل، ذخیره خون برای مازندران باید همیشه یک موضوع روز باشد، نه مسئلهای که فقط هنگام کاهش ذخایر به صفحه اول هشدارها بیاید.
اکنون پایگاههای انتقال خون در ساری، بهشهر، بابل، آمل، چالوس و تنکابن آماده پذیرش اهداکنندگان هستند و حتی روزهای جمعه از ساعت ۸ تا ۱۳ نیز فعالیت دارند.
افراد واجد شرایط ۱۸ تا ۶۵ سال میتوانند با تأیید پزشک برای اهدای خون مراجعه کنند. بر اساس اعلام انتقال خون مازندران، آقایان هر سه ماه و بانوان هر چهار ماه یکبار امکان اهدای خون دارند.
با این همه، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: چگونه میتوان جامعهای ساخت که اهدای خون را به یک رفتار منظم و نه یک واکنش مقطعی تبدیل کند؟پاسخ شاید از همان جایی آغاز شود که امروز بزرگترین فاصله دیده میشود؛ زنان.
وقتی نیمی از جمعیت استان کمتر از پنج درصد از جمعیت اهداکنندگان را تشکیل میدهند، دیگر نمیتوان این اختلاف را صرفاً یک آمار دانست. این عدد، زنگ هشداری برای نظام اطلاعرسانی، فرهنگسازی و حتی برنامهریزی اجتماعی است.
خون را نمیتوان ساخت، نمیتوان از خارج جایگزین کرد و نمیتوان برای همیشه ذخیره کرد. تنها راه، مشارکت انسانهاست.و در مازندران، بخشی از این مشارکت هنوز منتظر یک دعوت جدیتر، آگاهی دقیقتر و شاید برداشتن یک قدم ساده است.
- نویسنده : سمانه اسلامی






































































































